procedural

base info - اطلاعات اولیه

procedural - رویه ای

adjective - صفت

/prəˈsiːdʒərəl/

UK :

/prəˈsiːdʒərəl/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [procedural] در گوگل
description - توضیح

  • مرتبط با یک رویه، به ویژه در دادگاه حقوقی

  • relating to a set of actions that is the official legal or accepted way of doing something


    مربوط به مجموعه ای از اقدامات است که روش رسمی، قانونی یا پذیرفته شده برای انجام کاری است

  • (of a television programme, film or story) including a lot of detail about official legal or police methods and processes


    (از یک برنامه تلویزیونی، فیلم یا داستان) شامل جزئیات زیادی در مورد روش ها و فرآیندهای رسمی قانونی یا پلیسی

  • a television programme, film or story that includes a lot of detail about official legal or police methods and processes


    یک برنامه تلویزیونی، فیلم یا داستانی که شامل جزئیات زیادی درباره روش ها و فرآیندهای رسمی قانونی یا پلیسی است

  • relating to the usual or official way in which something is done


    مربوط به روش معمول یا رسمی که در آن کاری انجام می شود

  • These procedural changes deal with specific problems discussed above in Chapters 1 and 2.


    این تغییرات رویه ای با مشکلات خاصی که در بالا در فصل های 1 و 2 مورد بحث قرار گرفت، سروکار دارند.

  • There were also a number of small procedural changes desirable in public inquiries.


    همچنین تعدادی از تغییرات رویه ای کوچک مطلوب در تحقیقات عمومی وجود داشت.

  • No trial date has been set because of procedural delays.


    هیچ تاریخ محاکمه ای به دلیل تاخیرهای رویه ای تعیین نشده است.

  • On the other hand such measures are subject to both psychological and procedural delays.


    از سوی دیگر، این گونه اقدامات هم با تأخیر روانی و هم با تأخیر رویه‌ای همراه است.

  • All the more in classical law when the formal and procedural differences still applied.


    در حقوق کلاسیک، زمانی که تفاوت‌های رسمی و رویه‌ای هنوز اعمال می‌شود، بیشتر از آن.

  • Its manner has exposed the procedural inexperience of the first full-time Soviet legislature and the ideological divisions of its 542 members.


    شیوه آن بی‌تجربه‌ای رویه‌ای اولین مجلس تمام وقت شوروی و تقسیمات ایدئولوژیک 542 عضو آن را آشکار کرده است.

  • It is not that varying degrees of procedural protection should not exist: the range of licences demands this diversity.


    اینطور نیست که درجات مختلف حفاظت رویه ای وجود نداشته باشد: دامنه مجوزها این تنوع را می طلبد.

  • Some states, however give nontenured teachers minimal procedural rights.


    با این حال، برخی از ایالت ها حداقل حقوق رویه ای را به معلمان غیرمجاز می دهند.

example - مثال
  • procedural rules


    قوانین رویه ای

  • The procedural changes were meant to simplify the system which had become too bureaucratic.


    تغییرات رویه ای به منظور ساده سازی سیستم بود که بیش از حد بوروکراتیک شده بود.

  • procedural errors/matters


    خطاها/موضوعات رویه ای

  • Jurors often have false expectations about crime scenes and DNA evidence due to the popularity of TV procedural shows.


    هیئت منصفه اغلب انتظارات نادرستی در مورد صحنه های جنایت و شواهد DNA به دلیل محبوبیت نمایش های رویه ای تلویزیونی دارند.

  • There are four procedural dramas in the top 10 this year.


    چهار درام رویه ای در بین 10 درام برتر امسال وجود دارد.

  • The TV schedules are crowded with procedurals such as CSI (Crime Scene Investigation).


    برنامه های تلویزیونی مملو از رویه هایی مانند CSI (تحقیق صحنه جرم) است.

  • The novel is a gripping police procedural that explores a homicide taking place in Chicago in 1969.


    این رمان یک رویه پلیسی جذاب است که به بررسی یک قتل در شیکاگو در سال 1969 می پردازد.

  • The crew of the flight committed numerous procedural violations before taking off from the wrong runway and crashing.


    خدمه پرواز قبل از برخاستن از باند اشتباه و سقوط مرتکب تخلفات رویه ای متعددی شدند.

  • So the first solution I would describe is procedural, applying a formula and doing a calculation.


    بنابراین اولین راه حلی که من توضیح می دهم رویه ای، اعمال یک فرمول و انجام یک محاسبه است.

  • procedural issues/problems/questions


    مسائل/مشکلات/سوالات رویه ای

synonyms - مترادف
  • bureaucratic


    بوروکراتیک


  • روال

  • ceremonial


    تشریفاتی

  • ritual


    مراسم


  • رسمی

  • ritualistic


    آیینی

  • solemn


    سنتی


  • مقدس

  • ceremonious


    باشکوه

  • sacramental


    مذهبی

  • stately


    بلند مرتبه

  • liturgical


    جشن

  • dignified


    تنظیم

  • celebratory


    مرسوم

  • set


    تجویز شده است


  • دسته بندی شده

  • prescribed


    ایجاد

  • regimented


    فرمالیستی

  • established


    استاندارد


  • روشمند

  • formalistic


    ارتدکس


  • درست شد

  • methodical


    نظام

  • orthodox


    منظم

  • fixed


    سخت گیرانه

  • systematic


    فرمولی

  • orderly


    یادبود

  • strict


  • ceremonialistic


  • formulaic


  • commemorative


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

rainbows

لغت پیشنهادی

airlock

لغت پیشنهادی

facsimiles