prodigious

base info - اطلاعات اولیه

prodigious - شگفت انگیز

adjective - صفت

/prəˈdɪdʒəs/

UK :

/prəˈdɪdʒəs/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [prodigious] در گوگل
description - توضیح

  • بسیار بزرگ یا عالی به روشی شگفت انگیز یا چشمگیر


  • از نظر توانایی، مقدار یا قدرت بسیار عالی است

  • It was designed by the prodigious bridge-builder, Thomas Bouch.


    این پل توسط پل ساز فوق العاده، توماس بوچ طراحی شده است.

  • This was written in 1824 when the prodigious composer was only 15.


    این در سال 1824 نوشته شد، زمانی که آهنگساز شگفت انگیز تنها 15 سال داشت.

  • He fell in love via a prodigious email correspondence, with another academic whom he had met fleetingly at a conference.


    او از طریق یک نامه الکترونیکی شگفت انگیز عاشق یکی دیگر از دانشگاهیان شد که به طور گذرا در یک کنفرانس با او آشنا شده بود.

  • Building the bridge was a prodigious feat of engineering and finance.


    ساخت پل یک شاهکار شگفت انگیز مهندسی و مالی بود.

  • He scored a try dropped a goal and controlled the game with some prodigious kicking mixed with some beautifully balanced running.


    او یک تلاش به ثمر رساند، یک گل انداخت و بازی را با چند ضربه حیرت انگیز همراه با دویدن متعادل و زیبا کنترل کرد.

  • The building was a prodigious limestone parthenon done in the early thirties in the Civic Moderne style.


    این ساختمان یک پارتنون شگفت انگیز از سنگ آهک بود که در اوایل دهه سی به سبک مدرن مدنی ساخته شد.

  • He was noted for his prodigious memory was deeply religious and a staunch advocate of temperance.


    او به خاطر حافظه شگرفش مشهور بود، عمیقاً مذهبی بود و از مدافعان سرسخت اعتدال بود.

  • Fund-raisers used fears of destruction to raise the prodigious sums that fueled the entire machine.


    سرمایه‌گذاران از ترس نابودی برای جمع‌آوری مبالغ هنگفتی استفاده کردند که سوخت کل دستگاه را تامین می‌کرد.

example - مثال
  • a prodigious achievement/memory/talent


    یک دستاورد/خاطره/استعداد شگفت انگیز

  • USB sticks can store prodigious amounts of information.


    درایوهای USB می‌توانند حجم عظیمی از اطلاعات را ذخیره کنند.

  • She wrote a truly prodigious number of novels.


    او تعداد بسیار زیادی رمان نوشت.

  • She was a prodigious musician.


    او یک موسیقیدان فوق العاده بود.

  • He had a prodigious appetite for both women and drink.


    او اشتهای فوق العاده ای هم به زنان و هم به نوشیدنی داشت.

  • Americans are the world’s most prodigious consumers.


    آمریکایی ها شگفت انگیزترین مصرف کنندگان جهان هستند.

  • a prodigiously gifted artist


    یک هنرمند با استعداد فوق العاده

synonyms - مترادف

  • بزرگ


  • عظیم


  • غول آسا

  • immense


    غول پیکر

  • colossal


    وسیع

  • gigantic


    بسیار بزرگ و مهم


  • ماموت


  • غول

  • monumental


    هیولا

  • mammoth


    تایتانیک


  • انبوه

  • monstrous


    کوهستانی

  • titanic


    فیل

  • gargantuan


    جامبو

  • humongous


    عالی

  • mountainous


    توانا

  • elephantine


    نجومی

  • jumbo


    کیهانی


  • سپر

  • mighty


    هرکول

  • whopping


    ضربت زدن

  • monster


  • mega



  • astronomical


  • astronomic


  • oversized


  • cosmic


  • bumper


  • herculean


  • whacking


antonyms - متضاد

  • کم اهمیت


  • کوچک

  • bantam


    سرسری

  • bitty


    تلخ

  • diminutive


    کاهنده

  • infinitesimal


    بی نهایت کوچک

  • Lilliputian


    لیلیپوتی

  • micro


    میکرومینیاتور

  • microminiature


    میکروسکوپی

  • microscopic


    خردسال

  • microscopical


    مینیاتوری

  • midget


    دقیقه

  • miniature


    جیب

  • minuscule


    پیگمی


  • نوجوان


  • نوجوان-کوچک

  • pygmy


    غیر استثنایی

  • teensy


    کوچولو

  • teensy-weensy


    قابل اغماض

  • teeny


    طبیعی

  • teeny-weeny


    معمولی

  • unexceptional


    بی تاثیر

  • wee


    غیر قابل توجه

  • negligible


    مشترک


  • ناچیز


  • unimpressive


  • unremarkable




  • insignificant


لغت پیشنهادی

articulatory

لغت پیشنهادی

industrial

لغت پیشنهادی

bidder