pronouncement

base info - اطلاعات اولیه

pronouncement - بیانیه

noun - اسم

/prəˈnaʊnsmənt/

UK :

/prəˈnaʊnsmənt/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pronouncement] در گوگل
description - توضیح

  • بیانیه عمومی رسمی

  • an official announcement


    یک اطلاعیه رسمی


  • بیانیه رسمی یا رسمی

  • Some professor who has no training at all looks at a manuscript for a few days and makes pronouncements?


    فلان استادی که اصلاً آموزشی ندارد، چند روز به یک دست نوشته نگاه می کند و اظهار نظر می کند؟

  • For these prophetic pronouncements, exactly the same process of checking and testing is appropriate.


    برای این بیانات نبوی، دقیقاً همان فرآیند بررسی و آزمایش مناسب است.

  • Market watchers meticulously noted his occasional technology pronouncements.


    ناظران بازار با دقت به اظهارات گاه به گاه فناوری او اشاره کردند.

  • By law Pope is allowed seven days from the pronouncement of the verdict and sentence to appeal.


    طبق قانون، پوپ هفت روز از زمان اعلام حکم و حکم اجازه دارد تا تجدید نظر کند.

  • After presenting me with a bag of tomatoes, she glanced at my mangled leg and made the pronouncement.


    بعد از اینکه کیسه‌ای گوجه‌فرنگی به من داد، نگاهی به پای ژولیده‌ام انداخت و حرفش را زد.

  • These pronouncements became, in time self-fulfilling prophesies.


    این اظهارات، به مرور زمان، به پیشگویی های خودشکوفایی تبدیل شدند.

  • These pronouncements were not necessarily written down and so they might be carried off into oblivion by the winds of time.


    این اظهارات لزوماً نوشته نشده بودند و بنابراین ممکن است توسط بادهای زمان به فراموشی سپرده شوند.

example - مثال
  • She made an official pronouncement on changes in government policy.


    او یک بیانیه رسمی در مورد تغییر در سیاست دولت انجام داد.

  • The treasurer has been taking a more optimistic view of economic recovery in his recent public pronouncements.


    خزانه دار در اظهارات عمومی اخیر خود دیدگاه خوش بینانه تری نسبت به بهبود اقتصادی داشته است.

synonyms - مترادف
  • announcement


    اعلامیه

  • declaration


    اعلام

  • proclamation


    تایید

  • asseveration


    بیانیه


  • پخش

  • broadcast


    حکم

  • ordinance


    تبلیغات

  • advertisement


    ادعا

  • assertion


    رهایی، رستگاری

  • deliverance


    اطلاع

  • notification


    بیانیه رسمی

  • promulgation


    ارتباط


  • انتشار


  • صدا و سیما


  • روایت

  • broadcasting


    گزارش نویسی

  • publishing


    انتشار | پخش شدن

  • narration


    انتقال

  • reporting


    افشا

  • dissemination


    اصطلاح

  • transmission


    بیان

  • revelation


    جریان


  • عمومی کردن ایالات متحده

  • utterance


    رهایی

  • circulation


    گزارش

  • publicizingUS


    تبلیغ بریتانیا


  • افشای


  • publicisingUK


  • annunciation


  • disclosure


antonyms - متضاد
  • concealment


    پنهان کاری

  • disavowal


    انکار

  • denial


    ساکت


  • سکوت


  • سرکوب

  • suppression


    سوال


  • راز


  • پس گرفتن

  • retraction


    ابهام

  • vagueness


    جهل

  • ignorance


    برداشت از حساب

  • withdrawal


    فرار

  • desertion


    طرد شدن

  • rejection


    کل


  • درخواست


  • تبرئه

  • exoneration


لغت پیشنهادی

sign

لغت پیشنهادی

subjected

لغت پیشنهادی

overall