quarters

base info - اطلاعات اولیه

quarters - چهارم

N/A - N/A

ˈkwɔr·t̬ərz

UK :

https://dictionary.cambridge.orgN/A

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [quarters] در گوگل
description - توضیح
  • the rooms that are given to someone to live in as part of their job especially servants or soldiers


    اتاق هایی که به عنوان بخشی از شغل به شخصی داده می شود تا در آن زندگی کند، به ویژه خدمتکاران یا سربازان


  • مکانی که شخصی در آن زندگی می کند یا کسب و کار دارد

  • Sleeping quarters are in the barracks.


    اتاق خواب در پادگان است.

example - مثال
  • In 1998 he moved his company to larger quarters on State Street.


    در سال 1998 او شرکت خود را به محله های بزرگتر در خیابان استیت منتقل کرد.

synonyms - مترادف
  • lodgings


    اقامتگاه ها

  • rooms


    اتاق ها

  • accommodation


    محل اقامت

  • chambers


    حفاری می کند

  • digs


    پست


  • ایستگاه


  • اقامت

  • abode


    پادگان

  • barracks


    سکونت

  • dwelling


    اسکان

  • lodging


    محل سکونت

  • residence


    پناه


  • شمش

  • accommodations


    کابین

  • billet


    کانتون


  • کلبه

  • cantonment


    اقامتگاه

  • cottage


    خوابگاه

  • domicile


    مسکن

  • dorm


    اپارتمان

  • habitation


    کاندو


  • تخت


  • برادری

  • condo


    زیستگاه


  • خانه

  • fraternity


    محل




  • lodge



antonyms - متضاد

  • دفتر

  • unemployment


    بیکاری

  • idleness


    بیکاری، تنبلی

  • joblessness


    افزونگی

  • redundancy


    از دست دادن شغل


لغت پیشنهادی

fashionable

لغت پیشنهادی

athletic

لغت پیشنهادی

hut