racer

base info - اطلاعات اولیه

racer - مسابقه دهنده

noun - اسم

/ˈreɪsər/

UK :

/ˈreɪsə(r)/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [racer] در گوگل
description - توضیح
  • someone who competes in a race


    کسی که در یک مسابقه شرکت می کند

  • a person or thing that races


    شخص یا چیزی که مسابقه می دهد

  • a racing bike


    آ دوچرخه مسابقه ای


  • شخص یا حیوانی که در یک مسابقه شرکت می کند (= مسابقه برای اینکه ببیند چه کسی می تواند اول شود) یا با کسی مسابقه می دهد.

  • Now the 25-year-old stock car racer is on the road to recovery after emerging from a coma.


    اکنون، این 25 ساله اتومبیل رانی استوک پس از خروج از کما در مسیر بهبودی است.

  • a motorcycle racer


    یک مسابقه موتور سیکلت

  • It will kick off with a seminar on diet and fitness before looking at every aspect of becoming a successful pro racer.


    این با سمیناری در مورد رژیم غذایی و تناسب اندام قبل از بررسی هر جنبه ای از تبدیل شدن به یک مسابقه دهنده حرفه ای موفق آغاز می شود.

  • In either case Kasper could only have got there like many of the top racers, on crutches.


    در هر دو مورد، کسپر، مانند بسیاری از مسابقه‌دهنده‌های برتر، فقط می‌توانست با عصا به آنجا برسد.

  • Nine of the world's top wheelchair racers due to take part have best times up to 18 minutes inside the restriction.


    9 نفر از برترین مسابقه‌دهنده‌های ویلچر جهان که قرار است شرکت کنند، بهترین زمان‌ها را تا 18 دقیقه در داخل محدودیت دارند.

example - مثال
  • Italy’s champion downhill racer


    قهرمان مسابقات سراشیبی ایتالیا

  • He is a world-class powerboat racer.


    او یک قایق موتوری در کلاس جهانی است.

  • The resort is run by an Austrian ex-ski racer.


    این استراحتگاه توسط یک اسکی مسابقه اتریشی اداره می شود.

  • an ocean racer


    یک مسابقه اقیانوس

  • The average racer completed the race in 13 hours last year.


    میانگین مسابقه‌ها در سال گذشته در 13 ساعت مسابقه را به پایان رساندند.

synonyms - مترادف

  • رقیب

  • contender


    مدعی

  • runner


    دونده

  • sprinter


    دونده سرعت


  • ورزشکار

  • entrant


    ورودی

  • marathoner


    ماراتن

  • sportsperson


    شرکت کننده

  • contestant


    بازیکن


  • زن ورزشکار


  • عضو تیم

  • challenger


    پخش کننده بازی

  • sportswoman


    واکر

  • sportsman


    تروتر


  • نامزد

  • games player


    مانع

  • walker


    حریف

  • trotter


    حرکت دهنده


  • دویدن

  • hurdler


    سگ شکارچی


  • میلر

  • mover


    حریر

  • jogger


    گیمر

  • pothunter


    رقابت شدید

  • miler


    رقابت سخت

  • harrier


    ردیاب

  • gamer


  • fierce competition


  • stiff competition



  • trackman


antonyms - متضاد
  • receiver


    گیرنده

لغت پیشنهادی

archaeological

لغت پیشنهادی

declaring

لغت پیشنهادی

lew