rascal

base info - اطلاعات اولیه

rascal - فضول

noun - اسم

/ˈræskl/

UK :

/ˈrɑːskl/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rascal] در گوگل
description - توضیح

  • کودکی که بد رفتار می کند اما هنوز دوستش دارید

  • a dishonest man


    یک مرد بی شرف

  • a person especially a child or a man who does things that you disapprove of but who you still like


    شخصی، مخصوصاً یک کودک یا مرد، که کارهایی را انجام می دهد که شما آنها را قبول ندارید، اما همچنان دوست دارید

  • a dishonest person


    یک فرد بی شرف

  • a person who behaves badly or dishonestly but who is usually likable


    فردی که رفتار بد یا غیر صادقانه دارد اما معمولا دوست داشتنی است

  • Although I loved him dearly, he was a bit of a rascal and liked the drink far too much.


    با وجود اینکه من او را خیلی دوست داشتم، اما او کمی بداخلاق بود و نوشیدنی را خیلی دوست داشت.

  • Marian Haughton bought a watercolor of her grandchildren, rascals around a table.


    ماریان هاتون یک آبرنگ از نوه هایش را خرید که دور میز بودند.

  • He is not a character I like at all because I think he was just an old rascal.


    او اصلاً شخصیتی نیست که من دوستش داشته باشم، زیرا فکر می کنم او فقط یک رجال قدیمی بود.

  • Yet in spite of everything David Miller grew up to idolise the old rascal.


    با این حال، علی‌رغم همه چیز، دیوید میلر به گونه‌ای بزرگ شد که پیرمرد رازکل را بت کند.

  • Like his father the rascal, the son has never stopped believing, and he too leans into life.


    پسر نیز مانند پدر رازکارش هرگز از باورش دست برنداشته است و او نیز به زندگی متمایل است.

  • The rascal dropped his bold eyes and slunk away.


    راسك چشمان جسورش را انداخت و از جا دور شد.

example - مثال
  • Come here you little rascal!


    بیا اینجا، ای فضول کوچولو!

  • I hear the old rascal’s been causing trouble again.


    من شنیده‌ام که پیرمرد مزخرف دوباره مشکل ایجاد کرده است.

  • What have the little rascals been up to now?


    راسکاهای کوچک تا به حال چه کار کرده اند؟

  • I caught those little/young rascals dressing up in my clothes.


    من آن راغبهای کوچک/جوان را که لباسهایم را می پوشیدند گرفتم.

  • What's that old rascal been up to?


    اون فضول قدیمی چی کار کرده؟

  • The group includes thieves, politicians, and rascals of every sort.


    این گروه شامل دزدان، سیاستمداران و هر نوع دزدی است.

synonyms - مترادف
  • imp


    بد

  • devil


    شیطان

  • monkey


    میمون

  • hellion


    جهنم

  • tyke


    تایک

  • urchin


    خارپشت

  • scallywag


    پوسته پوسته شدن


  • وحشت

  • perisher


    هلاک کننده

  • varmint


    ورمنت

  • mischief


    مایه دردسر

  • wretch


    بدبخت

  • prankster


    شوخی

  • pickle


    ترشی

  • minx


    میکس

  • whippersnapper


    شلاق زن

  • scally


    جوکر

  • joker


    حقه باز

  • trickster


    پاره كردن

  • rip


    ژاکانپس


  • دلهره

  • jackanapes


    اسپالپین

  • brat


    ناودان

  • spalpeen


    ابربرات

  • jester


    cad

  • guttersnipe


    شن کش

  • superbrat


    گدا

  • cad


    لوفر

  • rake


  • beggar


  • loafer


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

globalization

لغت پیشنهادی

unbundling

لغت پیشنهادی

don’ts