ترجمه
حذف

remain

ماندن

verb

فعل

UK : rɪˈmeɪn

US : rɪˈmeɪn

google image of remain

remain image / تصویر
remain image / تصویر
remain image / تصویر
remain image / تصویر
remain image / تصویر

Description of remain

SENTENCE of remain

  • opposite of

  • depart

  • رفتن

  • go

  • برو

  • leave

  • ترک کردن

  • exit

  • خروج

  • move

  • حرکت

  • decamp

  • اردوگاه کردن

  • part

  • بخش

  • withdraw

  • کنار کشیدن

  • bail

  • وثیقه

  • flee

  • فرار کن

  • hurry

  • عجله کن

  • retire

  • بازنشسته شدن

  • retreat

  • عقب نشینی

  • vacate

  • خالی کردن

  • vamoose

  • سفالی

  • synonyms of

  • stay

  • ماندن

  • tarry

  • درنگ

  • wait

  • صبر کن

  • linger

  • درنگ

  • rest

  • باقی مانده

  • sojourn

  • اقامت

  • stop

  • متوقف کردن

  • abide

  • پایبند بودن

  • bide

  • بده

  • dwell

  • ساکن

  • delay

  • تاخیر انداختن

  • hang

  • آویزان شدن

  • reside

  • اقامت داشتن

  • squat

  • چمباتمه زدن

  • bivouac

  • بیواک

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی