rematch

base info - اطلاعات اولیه

rematch - مسابقه برگشت

noun - اسم

/ˈriːmætʃ/

UK :

/ˈriːmætʃ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rematch] در گوگل
description - توضیح

  • هنگامی که دو تیم یا افراد برای بار دوم با یکدیگر رقابت می کنند، به خصوص زمانی که در مسابقه اول برنده مشخصی وجود نداشت.


  • مسابقه یا بازی دوم بین همان تیم ها یا بازیکنان


  • مسابقه یا بازی دوم بین رقبا

  • It should be Bowe's last defence until November when he is expected to fight Evander Holyfield in a rematch.


    این باید آخرین دفاع بوو تا نوامبر باشد، زمانی که انتظار می رود در یک مسابقه برگشت با ایواندر هالیفیلد مبارزه کند.

  • A rematch with Nigel Benn is no closer to being written into this year's domestic calendar.


    مسابقه مجدد با نایجل بن به ثبت شدن در تقویم داخلی امسال نزدیکتر نیست.

  • The Warriors get another exhibition rematch on Thursday, when they take on the Hornets at Charlotte...


    واریرز روز پنجشنبه، زمانی که در شارلوت به مصاف هورنتز می‌رود، یک مسابقه مجدد نمایشگاهی دیگر برگزار می‌کند...

example - مثال
  • The teams meet in a rematch of last season's final.


    این تیم ها در بازی برگشت فینال فصل گذشته به مصاف هم می روند.

  • The teams meet in a rematch of last season's conference finals.


    این تیم ها در دیداری مجدد از فینال کنفرانس فصل گذشته به مصاف هم می روند.

synonyms - مترادف

  • بازی دیگر


  • یک ثانیه برو

  • replay


    بازپخش

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

mornings

لغت پیشنهادی

necessitate

لغت پیشنهادی

accost