ترجمه
حذف

reporter

خبرنگار

noun

اسم

UK : rɪˈpɔː.tər

US : rɪˈpɔːr.t̬ɚ

google image of reporter

reporter image / تصویر
reporter image / تصویر
reporter image / تصویر
reporter image / تصویر
reporter image / تصویر

Description of reporter

SENTENCE of reporter

  • opposite of

  • listener

  • شنونده

  • audience

  • حضار

  • participant

  • شرکت کننده

  • nonauthor

  • غیر نویسنده

  • reader

  • خواننده

  • ignoramus

  • نادان

  • synonyms of

  • journalist

  • روزنامه نگار

  • correspondent

  • خبرنگار

  • newsman

  • خبرساز

  • columnist

  • مقالهنویس

  • newscaster

  • گوینده خبر

  • newshound

  • نیوشاند

  • analyst

  • تحلیلگر

  • anchor

  • لنگر

  • broadcaster

  • پخش کننده

  • editor

  • ویرایشگر

  • journo

  • روزنامه

  • newspaperman

  • روزنامه نگار

  • newswoman

  • زن خبر

  • newswriter

  • خبرنویس

  • presenter

  • ارائه کننده

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی