ترجمه
حذف

resolve

برطرف کردن

verb

فعل

UK : rɪˈzɒlv

US : rɪˈzɑːlv

google image of resolve

resolve image / تصویر
resolve image / تصویر
resolve image / تصویر
resolve image / تصویر
resolve image / تصویر

Description of resolve

SENTENCE of resolve

  • opposite of

  • complicate

  • پیچیده کردن

  • confuse

  • گیج کردن

  • perplex

  • گیج

  • complexify

  • پیچیده کردن

  • convolute

  • پیچیدگی

  • sophisticate

  • پیچیده

  • obfuscate

  • مبهم

  • obscure

  • مبهم

  • confound

  • گیج کردن

  • problematize

  • مشکل ساز کردن

  • cloud

  • ابر

  • problemize

  • مشکل ساز

  • problemise

  • مشکل

  • complex

  • مجتمع

  • make difficult

  • سخت کردن

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی