ترجمه
حذف

rest

باقی مانده

verb

فعل

UK : rest

US : rest

google image of rest

rest image / تصویر
rest image / تصویر
rest image / تصویر
rest image / تصویر
rest image / تصویر

Description of rest

SENTENCE of rest

  • opposite of

  • activity

  • فعالیت

  • exertion

  • تلاش

  • laborUS

  • نیروی کار ایالات متحده

  • work

  • کار کردن

  • action

  • عمل

  • exercise

  • ورزش

  • sport

  • ورزش

  • job

  • کار

  • labourUK

  • کار انگلستان

  • movement

  • جنبش

  • toil

  • زحمت کشیدن

  • employment

  • استخدام

  • engagement

  • نامزدی

  • flexibility

  • انعطاف پذیری

  • maneuverUS

  • مانور ایالات متحده

  • synonyms of

  • relaxation

  • آرامش

  • ease

  • سهولت

  • leisure

  • اوقات فراغت

  • respite

  • مهلت دادن

  • repose

  • آرام گرفتن

  • tranquillityUK

  • آرامش انگلستان

  • downtime

  • خرابی

  • idleness

  • بیکاری، تنبلی

  • serenity

  • آرامش

  • inactivity

  • عدم فعالیت

  • placidity

  • آرامش

  • refreshment

  • طراوت

  • relief

  • تسکین

  • unwinding

  • باز شدن

  • calmness

  • آرامش

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی