resulted

base info - اطلاعات اولیه

resulted - منتج شد

N/A - N/A

rɪˈzʌlt

UK :

rɪˈzʌlt

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [resulted] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Teachers were not fully prepared for the major changes in the exam system and chaos resulted.


    معلمان برای تغییرات عمده در سیستم امتحانی آمادگی کامل نداشتند و هرج و مرج به وجود آمد.

synonyms - مترادف
  • developed


    توسعه یافته

  • followed


    دنبال کرد

  • arose


    به وجود آمد

  • stemmed


    ساقه زد

  • ensued


    اتفاق افتاد

  • transpired


    بیرون آمد

  • came about


    تصادفی

  • came into being


    نشات گرفته

  • came off


    ظهور کرد

  • chanced


    بهار

  • derived


    جوانه زد

  • sprang


    رخ داده است

  • sprung


    برداشت

  • germinated


    برخاستن

  • occurred


    رفت

  • picked up


    ترمز

  • uprose


    شکست

  • went


    منفجر شدن

  • brake


    فوران کرد

  • broke


    صادر شده

  • broke out


    تکثیر کرد

  • burst out


    برانگیخت


  • مسخ شده

  • sprouted


    تنظیم

  • erupted


  • issued


  • propagated


  • fomented


  • happened


  • metamorphosed



antonyms - متضاد
  • completed


    تکمیل شد

  • ended


    به پایان رسید

  • finalizedUS


    ایالات متحده نهایی شد

  • finished


    تمام شده

  • stalled


    متوقف شده است

  • stopped


    متوقف شد

  • suspended


    معلق

  • terminated


    خاتمه یافت

  • arrested


    دستگیر شد

  • broke


    شکست

  • ceased


    بسته

  • closed


    نتیجه گیری

  • concluded


    به اوج خود رسید

  • culminated


    منصرف شد

  • desisted


    انگلستان نهایی شد

  • discontinued


    مکث کرد

  • finalisedUK


    استراحت کرد

  • halted


    مستقر شده

  • paused


    کادو پیچ شده

  • rested


    به پایان رساند

  • settled


    از بین رفت

  • topped off


    تعطیل کردن

  • wrapped up


    گرد شده

  • brought to a close


  • consummated


  • petered out



  • rounded off


لغت پیشنهادی

mont

لغت پیشنهادی

angularity

لغت پیشنهادی

algae