ترجمه
حذف

rid

خلاص شدن از شر

adjective

صفت

UK : rɪd

US : rɪd

google image of rid

rid image / تصویر
rid image / تصویر
rid image / تصویر
rid image / تصویر
rid image / تصویر

Description of rid

SENTENCE of rid

  • synonyms of

  • unburden

  • باز کردن بار

  • free

  • رایگان

  • relieve

  • از بین بردن

  • divest

  • واگذار کردن

  • clear

  • روشن

  • disencumber

  • جدا کردن

  • disburden

  • تخلیه کردن

  • release

  • رهایی

  • deliver

  • ارائه

  • disembarrass

  • خجالت کشیدن

  • liberate

  • آزاد کردن

  • unload

  • تخلیه

  • strip

  • نوار

  • empty

  • خالی

  • purge

  • پاکسازی

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی