schools

base info - اطلاعات اولیه

schools - مدارس

N/A - N/A

skuːl

UK :

skuːl

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [schools] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • a primary/secondary school


    یک مدرسه ابتدایی / متوسطه

  • an elementary/a middle/a high school


    یک دبستان/یک راهنمایی/یک دبیرستان

  • Milton Road School


    مدرسه میلتون رود

  • They're building a new school in the town.


    آنها در حال ساختن یک مدرسه جدید در شهر هستند.

  • She drives the kids to school every morning.


    او هر روز صبح بچه ها را به مدرسه می برد.

  • I went to school with (= I went to the same school at the same time as) Luke's brother.


    با (= هم زمان با) برادر لوک به مکتب رفتم.

  • I was at school with Luke's brother.


    من با برادر لوک در مدرسه بودم.

  • Is Emily in/at school today or is she still ill?


    آیا امیلی امروز در مدرسه است یا هنوز بیمار است؟


  • امروز تو مدرسه چی یاد گرفتی

  • Which school do you go to (formal attend)?


    به کدام مدرسه می روید (شرکت رسمی)؟

  • school lunches/uniform/buildings


    ناهار مدرسه/یونیفرم/ساختمان

  • Most children start/begin school at the age of five.


    اکثر کودکان مدرسه را از سن پنج سالگی شروع می کنند/شروع می کنند.

  • What do you want to do when you leave school (= finish studying at school)?


    وقتی مدرسه را ترک می کنید (= تحصیل در مدرسه را تمام می کنید) می خواهید چه کار کنید؟

  • I love/hate school.


    من عاشق/از مدرسه متنفرم

  • My sister teaches school (= teaches children in a school) in New York City.


    خواهرم در شهر نیویورک در مدرسه (= به بچه ها در مدرسه آموزش می دهد) تدریس می کند.

  • before/after school


    قبل / بعد از مدرسه

  • School starts at 9 a.m. and finishes at 3.30 p.m.


    مدرسه از ساعت 9 صبح شروع و در ساعت 15:30 به پایان می رسد.

  • The whole school is/are delighted about Joel's success in the championships.


    کل مدرسه از موفقیت جوئل در مسابقات قهرمانی خوشحال هستند.

  • the School of Oriental and African Studies


    دانشکده مطالعات شرقی و آفریقایی

  • She went to medical school in Edinburgh.


    او به دانشکده پزشکی در ادینبورگ رفت.

  • a driving/dancing school


    یک مدرسه رانندگی/رقص


  • مدرسه تجارت لندن


  • ما اولین بار در مقطع کارشناسی ارشد (= در حین تحصیل در مقطع دوم یا سوم دانشگاه) با هم آشنا شدیم.

  • We went to school together in Atlanta.


    با هم در آتلانتا به مدرسه رفتیم.

  • the Flemish School


    مدرسه فلاندری

  • the Impressionist school of painting


    مکتب نقاشی امپرسیونیستی

  • a school of dolphins/whales


    مدرسه ای از دلفین ها/نهنگ ها

  • It takes a lot of patience to school a dog/horse.


    برای مدرسه دادن به یک سگ/اسب، صبر زیادی لازم است.

  • You must school yourself to be tolerant.


    شما باید خود را مدرسه دهید تا مدارا کنید.

  • Her children are well schooled in correct behaviour.


    فرزندان او در رفتار صحیح آموزش دیده اند.

  • a nursery/grade/elementary/secondary/graduate school


    یک مهدکودک / کلاس / ابتدایی / راهنمایی / دبیرستان

synonyms - مترادف
  • academies


    آکادمی ها

  • colleges


    دانشکده ها

  • institutes


    موسسات

  • institutions


    نهادها

  • universities


    دانشگاه ها

  • academes


    هنرستان ها

  • conservatories


    پیشخوان ها

  • phrontisteries


    مدرسه ها

  • schoolhouses


    حوزه های علمیه

  • seminaries


    آلما ماترس

  • almae matres


    موسسات آموزشی

  • educational institutions


    استقرار


  • مدارس تحصیلات تکمیلی

  • graduate schools


    مدارس تجارت

  • trade schools


    مدارس حرفه ای

  • vocational schools


antonyms - متضاد
  • miseducates


    بد آموزش می دهد

  • confuses


    گیج می کند

  • misteaches


    اشتباهات

  • misguides


    گمراه می کند

  • misleads


    بی اطلاعی می کند

  • disinforms


    اشتباه هدایت می کند

  • misdirects


    اطلاعات غلط می دهد

  • misinforms


    نادرست معرفی می کند

  • misrepresents


    متداول می شود

  • prevaricates


    سوء مدیریت می کند

  • prevaricateth


    در مسیر اشتباه قرار می دهد

  • mismanages


  • misstates


  • puts on the wrong track


لغت پیشنهادی

entertained

لغت پیشنهادی

dagger

لغت پیشنهادی

shirley