word - لغت

scientist || دانشمند

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈsaɪən.tɪst

UK :

ˈsaɪən.tɪst

US :

family - خانواده

[['science' 'scientific' 'unscientific' 'scientifically'] ['علوم پایه' 'علمی' 'غیر علمی' 'علمی']]

google image

نتیجه جستجوی لغت [scientist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scientist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scientist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scientist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scientist] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

antonyms - متضاد

  • ignoramus


    نادان

  • pupil


    شاگرد


  • دانشجو

  • theorist


    نظریه پرداز