secured

base info - اطلاعات اولیه

secured - امن شده است

N/A - N/A

N/A

UK :

sɪˈkjʊəd

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [secured] در گوگل
description - توضیح
  • a secured loan debt etc is protected by an agreement that if it is not paid, the borrower must give the lender certain assets, such as property or shares


    وام تضمین شده، بدهی و غیره با توافقی محافظت می شود که در صورت عدم پرداخت، وام گیرنده باید دارایی های خاصی مانند دارایی یا سهام را به وام دهنده بدهد.

  • someone who lends money with an agreement that if the debt is not paid, the borrower has to give the lender certain assets, such as property or shares


    کسی که پول قرض می دهد، با توافقی که در صورت عدم پرداخت بدهی، وام گیرنده باید دارایی های خاصی مانند دارایی یا سهام را به وام دهنده بدهد.

  • secured loans, debts, etc. involve an agreement for the lender to take particular assets from the borrower if the money is not paid back


    وام های تضمین شده، بدهی ها و غیره شامل توافقی برای وام دهنده است که در صورت عدم بازپرداخت پول، دارایی های خاصی را از وام گیرنده بگیرد.

example - مثال
  • The company has agreed to pay about £2.7 million to outside creditors to resolve its secured and unsecured debts.


    این شرکت موافقت کرده است که حدود 2.7 میلیون پوند به طلبکاران خارجی برای حل و فصل بدهی های تضمین شده و بدون وثیقه خود بپردازد.

  • secured bonds/credit cards/notes


    اوراق قرضه / کارت های اعتباری / یادداشت های تضمین شده

synonyms - مترادف

  • یافت

  • achieved


    به دست آورد

  • attained


    بدست آورد

  • acquired


    به دست آمده

  • got


    درک کرد

  • gained


    داشته است

  • obtained


    می دانست

  • understood


    متوجه آمریکا شد

  • had


    برنده شد

  • knew


    نمد

  • realizedUS


    فرود آمد

  • won


    رسیده است

  • felt


    سرگردان شد

  • landed


    بسته بندی شده

  • reached


    به دست آورده

  • wangled


    اصابت

  • bagged


    حس کرد

  • earned


    ملاقات کرد

  • hit


    آمد

  • sensed


    به وجود آمد

  • met


    دست به دست شد

  • came by


    گذاشت از

  • came to have


    به لات افتاد

  • got hold of


    واقع در انگلستان

  • got one's hands on


    تهیه شده است

  • laid hold of


  • fell to the lot


  • got a hold of


  • met with


  • realisedUK


  • procured


antonyms - متضاد
  • surrendered


    تسلیم شد

  • abandoned


    رها شده است

  • forfeited


    از دست رفته

  • failed


    ناموفق

  • abdicated


    کناره گیری کرد

  • aborted


    سقط شد

  • canceledUS


    لغو ایالات متحده

  • cancelledUK


    لغو شد

  • deserted


    متروک

  • discontinued


    متوقف شد

  • disowned


    انکار کرد

  • ditched


    کاهش یافته است

  • dropped


    ریخته شده است

  • dumped


    به پایان رسید

  • ended


    رها کرد

  • forsook


    ترک کرد

  • halted


    ترک کردن


  • استعفا داد


  • رد شد

  • quitted


    واگذار کرد

  • rejected


    انصراف داد

  • relinquished


    گمشده

  • renounced


    صرف کرد

  • stopped


    کوتاه آمد

  • missed


    گذشت


  • سال

  • spent


  • fell short


  • passed by


  • gave up


  • yold


لغت پیشنهادی

vine

لغت پیشنهادی

binge

لغت پیشنهادی

mollify