shielding

base info - اطلاعات اولیه

shielding - محافظ

N/A - N/A

ˈʃiːl.dɪŋ

UK :

ˈʃiːl.dɪŋ

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shielding] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • If you’re clinically extremely vulnerable you’re strongly advised to stay at home as much as possible and keep interactions outside to a minimum. This is called shielding.


    اگر از نظر بالینی بسیار آسیب پذیر هستید، اکیداً به شما توصیه می شود تا حد امکان در خانه بمانید و تعاملات خارج از منزل را به حداقل برسانید. به این سپر می گویند.

  • People who have been given a prognosis of less than 6 months to live could decide not to undertake shielding.


    افرادی که پیش آگهی آنها کمتر از 6 ماه باقی مانده است، می توانند تصمیم بگیرند که محافظی را انجام ندهند.

  • The shielding protected the astronaut from the searing temperatures generated by the high-velocity descent.


    این محافظ از فضانورد در برابر دمای شدید ناشی از فرود با سرعت بالا محافظت می کرد.

  • The team is examining new shielding materials that block more radiation than aluminium.


    این تیم در حال بررسی مواد محافظ جدیدی است که از تابش بیشتری نسبت به آلومینیوم جلوگیری می کند.

  • Shielding allows you to keep the ball but also move forward.


    محافظ به شما این امکان را می دهد که توپ را نگه دارید و همچنین به جلو حرکت کنید.

  • Shielding is using your arms and body to prevent a defender from taking the ball.


    سپر یعنی استفاده از بازوها و بدن برای جلوگیری از گرفتن توپ توسط مدافع.

synonyms - مترادف
  • screening


    غربالگری

antonyms - متضاد
  • deshielding


    محافظ

لغت پیشنهادی

according

لغت پیشنهادی

griping

لغت پیشنهادی

quartz