ترجمه
حذف

shoe

کفش

noun

اسم

UK : ʃuː

US : ʃuː

google image of shoe

shoe image / تصویر
shoe image / تصویر
shoe image / تصویر
shoe image / تصویر
shoe image / تصویر

Description of shoe

SENTENCE of shoe

  • I got some shoes cheap in the sale.

  • من چند کفش ارزان در فروش گرفتم.

  • Do your shoes up before you trip over.

  • قبل از سفر کفش های خود را بپوشید.

  • These are the running shoes favoured by marathon runners.

  • اینها کفش‌هایی هستند که مورد علاقه دوندگان ماراتن هستند.

  • handmade shoes

  • کفش های دست ساز

  • His shoes left muddy marks on the floor.

  • کفش هایش آثار گل آلودی روی زمین برجای گذاشت.

  • opposite of

  • hat

  • کلاه

  • headgear

  • سرپوش

  • headpiece

  • سر سر

  • chapeau

  • چاپو

  • cap

  • کلاه لبه دار

  • headdress

  • روسری

  • lid

  • درب

  • bonnet

  • کاپوت

  • helmet

  • کلاه ایمنی

  • tam

  • تام

  • titfer

  • تیتر

  • synonyms of

  • footwear

  • کفش

  • boot

  • چکمه

  • cleat

  • گیره

  • cowboy boot

  • چکمه کابوی

  • loafer

  • لوفر

  • pump

  • پمپ

  • running shoe

  • کفش دو

  • slipper

  • دمپایی

  • sneaker

  • کفش کتانی

  • tennis shoe

  • کفش تنیس

  • clog

  • گرفتگی

  • flip-flops

  • فلیپ فلاپ

  • footgear

  • پاپوش

  • moccasin

  • موکاسین

  • sandals

  • صندل

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی