ترجمه
حذف

shooting

تیراندازی کردن

noun

اسم

UK : ˈʃuː.tɪŋ

US : ˈʃuː.t̬ɪŋ

google image of shooting

shooting image / تصویر
shooting image / تصویر
shooting image / تصویر
shooting image / تصویر
shooting image / تصویر

Description of shooting

SENTENCE of shooting

  • opposite of

  • dull

  • کدر

  • light

  • سبک

  • mild

  • خفیف

  • moderate

  • در حد متوسط

  • soft

  • نرم

  • mellow

  • ملایم

  • minor

  • جزئی

  • slight

  • اندک

  • faint

  • از هوش رفتن

  • dull

  • کدر

  • mild

  • خفیف

  • moderate

  • در حد متوسط

  • tolerable

  • قابل تحمل

  • bearable

  • قابل تحمل

  • tolerant

  • متحمل

  • synonyms of

  • bombardment

  • بمباران

  • fire

  • آتش

  • firing

  • شلیک کردن

  • gunfire

  • تیراندازی

  • shelling

  • گلوله باران

  • blasting

  • انفجار

  • discharging

  • تخلیه

  • gunning

  • تیراندازی

  • pulling the trigger

  • کشیدن ماشه

  • volley

  • رگبار

  • salvo

  • شوره

  • barrage

  • رگبار

  • shot

  • شلیک کرد

  • discharge

  • تخلیه

  • shots

  • عکس ها

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی