smeared

base info - اطلاعات اولیه

smeared - آغشته شده

N/A - N/A

smɪr

UK :

smɪər

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smeared] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • The children had smeared peanut butter all over the sofa.


    بچه ها همه جای مبل را کره بادام زمینی مالیده بودند.

  • Can you explain why the front of your car is smeared with blood?


    میشه توضیح بدید چرا جلوی ماشینتون آغشته به خونه؟

  • She decided to sue for libel after the newspaper smeared her private life.


    پس از اینکه روزنامه زندگی خصوصی او را لکه دار کرد، تصمیم گرفت به خاطر افترا شکایت کند.

synonyms - مترادف
  • stained


    لکه دار


  • کثیف

  • filthy


    اخم کرد

  • smudged


    غمگین

  • begrimed


    خاک شده

  • grimed


    خام

  • soiled


    تغییر رنگ آمریکا

  • blemished


    تغییر رنگ انگلستان

  • cruddy


    کشیده شد

  • discoloredUS


    ناپاک

  • discolouredUK


    مشخص شده است

  • draggled


    آلوده

  • foul


    مات و مبهوت

  • grimy


    آغشته شده

  • marked


    مسخره شده

  • smutty


    گرد و خاکی

  • sullied


    گرانی

  • tainted


    دوده

  • unclean


    لکه دار شده است

  • befouled


    قاطی شده

  • bemired


    سیاه

  • besmeared


  • besmirched


  • dusty


  • grubby


  • grungy


  • mucky


  • sooty


  • tarnished


  • bedraggled



antonyms - متضاد

  • تمیز

  • cleanly


    معصوم

  • immaculate


    اسپیک و دهانه

  • spic-and-span


    خوشه و طول

  • spick-and-span


    بی عیب

  • spotless


    ضد زنگ

  • stainless


    فوق العاده تمیز

  • ultraclean


    بدون خاک

  • unsoiled


    بدون لکه

  • unstained


    بی لکه

  • unsullied


    تر و تازه

  • pristine


    خالص


  • لکه دار نشده

  • untarnished


    پاکدامن

  • unblemished


    ضد عفونی کننده

  • chaste


    نمایشگاه

  • antiseptic


    تازه


  • بهداشتی


  • درخشان

  • sanitary


    بدون آلودگی

  • shining


    روشن

  • unpolluted


    مرتب


  • بدون لک

  • neat


    بی عیب و نقص

  • speckless


    شسته

  • flawless


    بی آلایش

  • washed


    شسته شده

  • tidy


    برفی

  • taintless


  • laundered


  • snowy


لغت پیشنهادی

annal

لغت پیشنهادی

bison

لغت پیشنهادی

handbags