word - لغت

smoke || دود

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

sməʊk

UK :

smoʊk

US :

family - خانواده

[['smoker' 'non-smoker' 'smoking' 'smokiness' 'smoked' 'non-smoking' 'smoky' 'smokeless' 'smoke'] ['سیگاری' 'غیرسیگاری' 'سیگار کشیدن' 'دود شدن' 'دودی' 'غیر سیگاری' 'دودی' 'بدون دود' 'دود']]

google image

نتیجه جستجوی لغت [smoke] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smoke] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smoke] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smoke] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [smoke] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • fumes


    دود

  • vapourUK


    vapourUK


  • گاز

  • smog


    مه دود

  • vaporUS


    vaporUS

  • exhaust


    اگزوز

  • fog


    مه

  • fume


    دود

  • soot


    دوده

  • mist


    غبار


  • آلودگی

  • haze


    مه

  • miasma


    میاسما

  • reek


    بو کردن

  • effluvium


    افلوویوم

antonyms - متضاد

  • clearness


    شفافیت

  • clarity


    وضوح

  • limpidity


    زلالی

  • limpidness


    زلالی

  • cleanness


    پاکیزگی

  • emptiness


    پوچی

  • freshness


    خنکی

  • liquid


    مایع


  • جامد

  • clearness


    شفافیت

  • cognizance


    شناخت


  • فهم


  • انتقاد

  • belittlement


    تحقیر


  • سرزنش کردن