sod

base info - اطلاعات اولیه

sod - چمن

noun - اسم

/sɑːd/

UK :

/sɒd/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sod] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • You stupid sod!


    ای ساد احمق!

  • The poor old sod got the sack yesterday.


    چال پیر بیچاره گونی را دیروز گرفت.

  • You lucky sod!


    تو خوش شانسی ساد!

  • It was a real sod of a job.


    این یک کار واقعی بود.

  • under the sod (= in your grave)


    زیر خاکستر (= در قبر تو)

  • Apparently he's a sod to work for.


    ظاهراً او اهل کار کردن است.

  • What did you do that for you stupid sod?


    برای چی این کارو کردی ای ابله؟

  • It was a sod of a car to repair.


    ماشینی بود که باید تعمیرش کرد.

  • He's won again - the lucky sod!


    او دوباره برنده شد - چمن خوش شانس!

  • The poor old sod - I don't suppose he's got a home.


    چمن بیچاره - فکر نمی کنم او خانه داشته باشد.

  • He worked fast cutting and slicing the turf neatly, heaving the sod to one side.


    او سریع کار می کرد، چمن را به طور منظم برش می داد و برش می داد، چمن را به یک طرف پر می کرد.

  • She sleeps beneath the sod (= she is dead and has been buried).


    زیر خاک می خوابد (= مرده و دفن شده است).

  • Oh sod it - I've left my glasses behind!


    اوه خیلی خوب - من عینکم را پشت سر گذاشتم!

  • Truckloads of sod were needed to make the new lawn.


    برای ساختن چمن جدید به کامیون های چمنزار نیاز بود.

synonyms - مترادف
  • creep


    خزیدن

  • scumbag


    آشغال

  • jerk


    تند و سریع

  • schmuck


    شیطون

  • bastard


    حرامزاده

  • scum


    تفاله

  • swine


    گراز

  • cretin


    کرتین

  • lout


    بلند

  • bugger


    باگر

  • slimeball


    اسلایم بال

  • sleaze


    شلختگی

  • louse


    شپش

  • rat


    موش صحرایی

  • skunk


    اسکینک

  • clown


    دلقک

  • joker


    جوکر

  • vermin


    حیوانات موذی

  • slime


    لجن

  • cad


    cad

  • sleazebag


    sleazbag

  • snake


    مار

  • sleazeball


    اسلیزبال

  • dog


    سگ

  • scuzzball


    اسکازبال

  • stinkard


    بدبو

  • varmint


    ورمنت

  • beast


    جانور

  • slob


    لخت

  • dirtbag


    کیسه خاک

  • fink


    فینک

antonyms - متضاد
  • angel


    فرشته

  • saint


    قدیس

  • sweetheart


    عزیزم

  • gem


    گوهر

  • treasure


    گنج


  • رویا

  • nonpareil


    nonpareil

  • paragon


    پاراگراف


  • عزیز

  • darling


    انسان خوب

  • sweetie


    آدم مهربان


  • فرد دوست داشتنی


  • شخص ملایم

  • endearing person


    الگوی فضیلت

  • gentle person


    یک در میلیون

  • lovable person


    بشردوستانه

  • loving person


    جنتلمن

  • paragon of virtue


    ستاره


  • شخص مهربان

  • humanitarian


    زیبایی


  • سوارکار


  • نجیب زاده

  • gentleperson


    پدر زاده


  • شهید

  • cavalier


    اشراف زاده

  • nobleman


    تخم مرغ خوب

  • patrician


    روح جلالی

  • martyr


  • aristocrat



  • glorified soul


لغت پیشنهادی

fatuous

لغت پیشنهادی

leniency

لغت پیشنهادی

brainteaser