ترجمه
حذف

solid

جامد

adjective

صفت

UK : ˈsɒl.ɪd

US : ˈsɑː.lɪd

google image of solid

solid image / تصویر
solid image / تصویر
solid image / تصویر
solid image / تصویر
solid image / تصویر

Description of solid

SENTENCE of solid

  • opposite of

  • liquid

  • مایع

  • aqueous

  • آبدار

  • gaseous

  • گازی

  • hydrous

  • آبدار

  • liquefied

  • مایع شده

  • liquescent

  • مایع

  • solvent

  • حلال

  • gassy

  • گازدار

  • vaporous

  • بخاردار

  • watery

  • آبکی

  • fumy

  • دود

  • liquiform

  • مایع

  • dissolvable

  • قابل حل شدن

  • tenuous

  • ضعیف

  • aeriform

  • بادی

  • synonyms of

  • firm

  • محکم

  • hard

  • سخت

  • rigid

  • سفت و سخت

  • stiff

  • سفت

  • robust

  • قدرتمند

  • stout

  • چاق و چله

  • sturdy

  • محکم

  • adamantine

  • آدامانتین

  • hardened

  • سخت شده

  • tough

  • سخت است

  • impermeable

  • غیر قابل نفوذ

  • massed

  • انبوه شده

  • unmalleable

  • غیرقابل انعطاف

  • unyielding

  • تسلیم ناپذیر

  • fixed

  • درست شد

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی