ترجمه
حذف

stable

پایدار

adjective

صفت

UK : ˈsteɪ.bəl

US : ˈsteɪ.bəl

google image of stable

stable image / تصویر
stable image / تصویر
stable image / تصویر
stable image / تصویر
stable image / تصویر

Description of stable

SENTENCE of stable

  • opposite of

  • unstable

  • ناپایدار

  • unsteady

  • ناپایا

  • shaky

  • لرزان

  • wobbly

  • لرزان

  • unbalanced

  • نامتعادل

  • precarious

  • مضر است

  • movable

  • متحرک

  • teetering

  • پرت شدن

  • tottering

  • متلاطم

  • rickety

  • زهوار

  • wobbling

  • تکان خوردن

  • bockety

  • باکت

  • doddery

  • ابلهانه

  • unfastened

  • بسته نشده

  • insecure

  • ناامن

  • synonyms of

  • balanced

  • متعادل

  • steady

  • ثابت

  • stabilisedUK

  • تثبیت شده انگلستان

  • stabilizedUS

  • تثبیت شده ایالات متحده

  • counterbalanced

  • متوازن شد

  • symmetrical

  • متقارن

  • weighted

  • وزن دار

  • uniform

  • لباس فرم

  • symmetric

  • متقارن

  • perfectly weighted

  • کاملا وزن دار

  • proportionally weighted

  • به نسبت وزن شده

  • proportionately weighted

  • متناسب با وزن

  • perfectly offset

  • کاملا جبران شده

  • firm

  • محکم

  • fixed

  • درست شد

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی