stereotyping

base info - اطلاعات اولیه

stereotyping - کلیشه ای

noun - اسم

/ˈsteriətaɪpɪŋ/

UK :

/ˈsteriətaɪpɪŋ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stereotyping] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • sexual/racial stereotyping


    کلیشه های جنسی/نژادی

  • crude/lazy/negative stereotyping


    کلیشه ای خام/تنبل/منفی

  • The study claims that British advertising stereotypes women.


    این مطالعه ادعا می کند که تبلیغات بریتانیایی کلیشه ای برای زنان است.

  • We tried not to give the children sexually stereotyped toys.


    ما سعی کردیم اسباب بازی های کلیشه ای جنسی را به بچه ها ندهیم.

synonyms - مترادف
  • pigeonholing


    کبوتر زنی

  • typecasting


    تایپ سازی

  • categorisingUK


    دسته بندی انگلستان

  • categorizingUS


    دسته بندی ایالات متحده

  • conventionalizing


    متعارف کردن

  • standardisingUK


    استانداردسازی انگلستان

  • standardizingUS


    استاندارد سازی ایالات متحده

  • branding


    نام تجاری

  • casting


    ریخته گری

  • characterisingUK


    مشخص کردن انگلستان

  • characterizingUS


    توصیف ایالات متحده

  • compartmentalisingUK


    بخش بندی بریتانیا

  • compartmentalizingUS


    بخش بندی ایالات متحده

  • dubbing


    دوبله

  • labellingUK


    برچسب زدن انگلستان

  • labelingUS


    برچسب زدن ایالات متحده

  • tagging


    برچسب زدن

  • catalogingUS


    فهرست نویسی ایالات متحده

  • cataloguingUK


    فهرست نویسی انگلستان

  • classifying


    طبقه بندی

  • defining


    تعریف کردن

  • designating


    تعیین کردن

  • fixing


    تثبیت

  • normalisingUK


    عادی سازی انگلستان

  • normalizingUS


    عادی سازی ایالات متحده

  • codifying


    کدگذاری

  • ghettoisingUK


    محله‌نشینی انگلستان

  • ghettoizingUS


    محله‌نشینی ایالات متحده

  • grading


    درجه بندی

  • institutionalisingUK


    نهادینه کردن انگلستان

  • institutionalizingUS


    نهادینه کردن ایالات متحده

antonyms - متضاد
  • differentiating


    متمایز کردن

  • distinguishing


    فردی کردن انگلستان

  • individualisingUK


    فردی کردن ایالات متحده

  • individualizingUS


    فردی کردن

  • individuating


    جدا کردن

  • separating


    منفرد کردن

  • singularizing


    جداسازی

  • segregating


  • singling out


لغت پیشنهادی

head

لغت پیشنهادی

garlic

لغت پیشنهادی

unsustainable