strays

base info - اطلاعات اولیه

strays - ولگردها

N/A - N/A

streɪ

UK :

streɪ

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [strays] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • A herd of cattle had strayed into the road.


    گله ای از گاوها در جاده سرگردان شده بودند.

  • They got lost when they strayed too far from the path.


    وقتی از مسیر خیلی دور شدند گم شدند.

  • The ship strayed off course during the storm.


    کشتی در طول طوفان از مسیر خود منحرف شد.

  • I think we've strayed too far from our original plan.


    من فکر می کنم ما خیلی از برنامه اصلی خود دور شده ایم.

  • Sorry - I've strayed from the subject.


    متاسفم - من از موضوع منحرف شدم.

  • a stray dog


    یک سگ ولگرد

  • Who owns that cat? I don't know. I think it must be a stray.


    مال اون گربه کیه؟ نمی دانم. فکر می کنم باید ولگرد باشد.

  • There are still a few stray spots of paint on the window pane.


    هنوز چند لکه رنگ سرگردان روی شیشه پنجره وجود دارد.

  • Several journalists have been killed or injured by stray bullets while reporting on the civil war.


    چندین خبرنگار در حین گزارش جنگ داخلی بر اثر گلوله های سرگردان کشته یا مجروح شده اند.

  • The children were told to stay together and not to stray.


    به بچه ها گفته شد که کنار هم بمانند و گمراه نشوند.

  • The plane disappeared after straying several hundred miles off course.


    هواپیما پس از چند صد مایل دور شدن از مسیر ناپدید شد.

  • Eric and Lise rescued the stray cat and named her Pashmina.


    اریک و لیز گربه ولگرد را نجات دادند و نام او را پاشمینا گذاشتند.

  • It was just a stray thought I had while washing the dishes.


    این فقط یک فکر سرگردانی بود که هنگام شستن ظرف ها به ذهنم خطور کرد.

  • We have given a home to a number of strays.


    به تعدادی از ولگردها خانه داده ایم.

synonyms - مترادف
  • digresses


    منحرف می شود

  • deviates


    پراکنده می کند

  • divagates


    واگرا می شود

  • diverges


    رانش ها

  • drifts


    دور و بر

  • circumlocutes


    گشت و گذار

  • excurses


    از موضوع خارج می شود

  • gets sidetracked


    از تاپیک خارج می شود

  • gets off the subject


    از مسیر خارج می شود

  • gets off the thread


    روی مماس می رود

  • gets off the point


    در یک مماس خاموش می شود

  • gets off the track


    سرگردان است

  • goes off on a tangent


    حرکت می کند

  • goes off at a tangent


    پیچ و تاب می خورد

  • veers


    کنار می زند

  • swerves


    چرخش

  • wanders


    مسیرهای انحرافی

  • departs


    نوسانات

  • meanders


    چرخ ها

  • turns aside


    روی می گرداند

  • turns


    خاموش می شود

  • detours


    محض

  • swings


    خم می شود

  • wheels


    مسیرهای فرعی

  • turns away


    دور می شود

  • turns off


    منشعب می شود

  • sheers


  • bends


  • sidetracks


  • moves away


  • branches off


antonyms - متضاد
  • remains


    باقی

  • stays


    می ماند

لغت پیشنهادی

moderately

لغت پیشنهادی

dissented

لغت پیشنهادی

mollify