stupidly

base info - اطلاعات اولیه

stupidly - احمقانه

adverb - قید

/ˈstuːpɪdli/

UK :

/ˈstjuːpɪdli/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stupidly] در گوگل
description - توضیح
  • in a way that is silly or unwise, or shows little intelligence


    به نحوی که احمقانه یا غیرعاقلانه است یا هوش کمی نشان می دهد

example - مثال
  • I stupidly agreed to lend him the money.


    من احمقانه قبول کردم که پول را به او قرض بدهم.

  • Todd stared stupidly at the screen.


    تاد احمقانه به صفحه نمایش خیره شد.

  • He grinned stupidly and shrugged.


    پوزخند احمقانه ای زد و شانه هایش را بالا انداخت.

  • Sorry I stupidly forgot to bring my copy of the report - could I look at yours?


    با عرض پوزش، من احمقانه فراموش کردم کپی گزارش خود را بیاورم - آیا می توانم به گزارش شما نگاه کنم؟

  • I stared at them stupidly.


    احمقانه به آنها خیره شدم.

synonyms - مترادف
  • idiotically


    احمقانه

  • foolishly


    به طرز عجیبی

  • inanely


    به طور مبهم

  • obtusely


    نابخردانه

  • unwisely


    بی معنی

  • senselessly


    به طرز احمقانه ای

  • fatuously


    دیوانه وار

  • crazily


    barmily

  • barmily


    غیر منطقی

  • absurdly


    به طور نامناسب

  • ineptly


    مانند یک احمق

  • like a fool


    زودباورانه

  • credulously


    ساده لوحانه

  • naively


    غیر واقعی

  • unrealistically


    بی احتیاط

  • imprudently


    بیهوده

  • vainly


    به طرز غیرمنتظره ای

  • injudiciously


    با محبت

  • fondly


    کوته فکری

  • sillily


    بی مغز

  • short-sightedly


    سرگیجه

  • witlessly


    بی فکر

  • brainlessly


    غیر مسئولانه

  • daftly


    به طور غیر هوشمند

  • giddily


    بی پروا

  • mindlessly


  • irresponsibly


  • unintelligently


  • foolhardily


  • recklessly


  • thoughtlessly


antonyms - متضاد

  • با دقت

  • cautiously


    بااحتیاط، محتاطانه

  • sensibly


    معقولانه

  • thoughtfully


    متفکرانه

  • wisely


    عاقلانه

  • astutely


    زیرکانه

  • judiciously


    با احتیاط

  • prudently


    از روی مشیت

  • providently


    با صدای بلند

  • soundly


    عملا

  • practically


    به طرز ماهرانه ای

  • cannily


    منطقی

  • sapiently


    مسئولانه

  • reasonably


    عملگرایانه

  • responsibly


    به طور مبتکرانه

  • pragmatically


    به طور قطعی

  • enterprisingly


    دوراندیشانه

  • incisively


    محاسباتی

  • farsightedly


    به طرز حکیمانه ای

  • calculatingly


  • sagely


  • sagaciously


لغت پیشنهادی

doth

لغت پیشنهادی

situated

لغت پیشنهادی

eons