substitution

base info - اطلاعات اولیه

substitution - جایگزینی

noun - اسم

/ˌsʌbstɪˈtuːʃn/

UK :

/ˌsʌbstɪˈtjuːʃn/

US :

family - خانواده
substitute
جایگزین
google image
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [substitution] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Two substitutions were made during the game.


    در طول بازی دو تعویض انجام شد.

  • the substitution of low-fat spreads for butter


    جایگزینی اسپریدهای کم چرب به جای کره

  • the substitution of butter with low-fat spreads


    جایگزینی کره با اسپریدهای کم چرب

  • It looks as though the coach is going to make a substitution (= change one player for another in the game).


    به نظر می رسد که مربی قرار است یک تعویض انجام دهد (= یک بازیکن را با بازیکن دیگری در بازی عوض کند).

  • Substitution of less costly materials for bricks will hurt brick-makers.


    جایگزینی مصالح کم هزینه تر به جای آجر به آجرسازان آسیب می رساند.

  • People who have difficulty digesting beans can make substitutions.


    افرادی که در هضم لوبیا مشکل دارند می توانند جایگزین کنند.

  • The government plans to encourage the substitution of cheap generic drugs for expensive brand-name ones.


    دولت قصد دارد جایگزینی داروهای ژنریک ارزان قیمت را به جای داروهای گران قیمت با نام تجاری تشویق کند.

  • Telecommuting is not a substitution for child care.


    دورکاری جایگزینی برای مراقبت از کودک نیست.

synonyms - مترادف
  • interchange


    تبادل

  • swap


    مبادله


  • تغییر دادن


  • جایگزینی

  • replacement


    تعویض


  • مبادله کردن

  • swapping


    سوئیچینگ

  • switching


    جایگزین کردن

  • replacing


    تجارت


  • تغییر

  • changeover


    مصالحه

  • trade-off


    تخفیف

  • commutation


    جابجایی

  • transposition


    تبدیل

  • conversion


    معامله پایاپای

  • supplanting


    بازسازی

  • barter


    دیکر

  • renewal


    کامیون

  • dicker


    quid pro quo


  • وارونگی

  • quid pro quo


    واژگونی

  • inversion


    جابه جایی

  • reversal


    چرخش

  • displacement


    معامله

  • rotation


    جایگزین

  • transaction


    تنظیم مجدد

  • tradeoff


    انتقال

  • substitute


  • rearrangement



  • bartering


antonyms - متضاد
  • stagnation


    رکود

لغت پیشنهادی

APR

لغت پیشنهادی

ascent

لغت پیشنهادی

afford