sumptuous

base info - اطلاعات اولیه

sumptuous - مجلل

adjective - صفت

/ˈsʌmptʃuəs/

UK :

/ˈsʌmptʃuəs/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sumptuous] در گوگل
description - توضیح

  • بسیار چشمگیر و گران قیمت


  • چشمگیر به روشی که گران به نظر می رسد


  • با کیفیت بالا و اغلب گران است

  • a sumptuous banquet


    یک ضیافت مجلل

  • Meals are served in the intimate restaurant and include a sumptuous buffet breakfast.


    وعده های غذایی در رستوران صمیمی سرو می شود و شامل یک صبحانه مجلل بوفه است.

  • The restaurant offers a sumptuous buffet-style breakfast each morning and a wide choice of dishes at dinner.


    این رستوران هر روز صبح یک صبحانه مجلل به سبک بوفه و انتخاب گسترده ای از غذاها در هنگام شام ارائه می دهد.

  • Many of the writers are also professional photographers and this certainly shows - the book is crammed full of sumptuous colour pictures.


    بسیاری از نویسندگان نیز عکاسان حرفه ای هستند و این قطعا نشان می دهد - کتاب مملو از تصاویر رنگی مجلل است.

  • The war prevented this flight and instead the Stratoliner was to become his executive run-about and was fitted with a sumptuous interior.


    جنگ مانع از این پرواز شد و در عوض استراتولینر قرار بود به فرودگاه اجرایی او تبدیل شود و با یک فضای داخلی مجلل مجهز شد.

  • There is also a sumptuous leather-chaired billiard room.


    اتاق بیلیارد مجلل با صندلی چرمی نیز وجود دارد.

  • After a sumptuous repast he asked the Mayor whether the gallows was prepared.


    پس از یک میهمانی مجلل از شهردار پرسید که آیا چوبه دار آماده شده است یا خیر.

  • They were given a sumptuous tea and invited back any time they felt like coming.


    به آنها یک چای مجلل می دادند و هر زمان که می خواستند بیایند دعوت می کردند.

example - مثال
  • a sumptuous meal


    یک وعده غذایی مجلل

  • We dined in sumptuous surroundings.


    در محیطی مجلل شام خوردیم.

  • The interior is decorated in sumptuous reds and golds.


    فضای داخلی با رنگ های قرمز و طلایی مجلل تزئین شده است.

  • The celebrity guests turned up dressed in sumptuous evening gowns.


    مهمانان مشهور با لباس های شب مجلل حاضر شدند.

  • I had never seen such a sumptuous apartment.


    من هرگز چنین آپارتمان مجللی ندیده بودم.

synonyms - مترادف
  • luxurious


    مجلل

  • opulent


    مخمل خواب دار

  • plush


    لوکس

  • lavish


    قصری

  • deluxe


    ریتزی

  • palatial


    ظریف

  • luxury


    شیک

  • ritzy


    بزرگ

  • elegant


    مسرف

  • luxuriant


    سرسبز

  • posh


    ثروتمند


  • عالی

  • swanky


    باشکوه

  • plushy


    گران

  • extravagant


    دارای جزئیات - بسیط

  • lush


    سوانک


  • سوئیچ کردن

  • splendid


    هزینه بر

  • magnificent


    جذاب


  • ابریشمی

  • elaborate


    لوکولان

  • swank


    خوش طعم

  • swish


    زیبا

  • luxe


  • costly


  • gorgeous


  • silken


  • grandiose


  • Lucullan


  • luscious



antonyms - متضاد

  • ارزان

  • plain


    جلگه

  • austere


    سختگیر

  • humble


    فروتن

  • ascetic


    زاهد

  • ascetical


    زاهدانه


  • پایه ای

  • inexpensive


    meagreUK

  • meagreUK


    منظور داشتن


  • بدون زواید

  • no-frills


    کهنه

  • shabby


    اسپارت

  • spartan


    بد

  • bad


    عقیم

  • barren


    بی بضاعت

  • destitute


    مقرون به صرفه

  • economical


    صرفه جو

  • frugal


    خانگی

  • homely


    پست تر

  • inferior


    ناچیز ایالات متحده

  • meagerUS


    خسیس

  • miserly


    توهین آمیز


  • فقیر


  • کم اهمیت


  • زشت


  • بی تاثیر

  • unimpressive


    خواستن

  • wanting


    بدبخت

  • wretched


    شدید

  • stark


  • affordable


لغت پیشنهادی

trajectory

لغت پیشنهادی

bolero

لغت پیشنهادی

accidentally