tacitly

base info - اطلاعات اولیه

tacitly - به طور ضمنی

adverb - قید

/ˈtæsɪtli/

UK :

/ˈtæsɪtli/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tacitly] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • The government has tacitly acknowledged its previous errors.


    دولت به طور ضمنی به اشتباهات قبلی خود اعتراف کرده است.

  • to tacitly admit/accept something


    اعتراف/پذیرفتن ضمنی چیزی

  • It was tacitly assumed that he would be promoted at the end of the year.


    تلویحاً فرض بر این بود که او در پایان سال ارتقاء یابد.

  • Smith tacitly acknowledged the failure.


    اسمیت به طور ضمنی شکست را تصدیق کرد.

  • The government had tacitly approved coercive measures.


    دولت به طور ضمنی اقدامات قهری را تصویب کرده بود.

synonyms - مترادف
  • indirectly


    غیر مستقیم

  • circuitously


    بصورت مداری

  • evasively


    به صورت طفره آمیز

  • circumlocutorily


    به صورت ادواری

  • inexplicitly


    به طور غیر واضح

  • periphrastically


    به صورت پیرامونی

  • sneakily


    یواشکی

  • allusively


    کنایه آمیز

  • discursively


    به صورت گفتمانی

  • implicitly


    به طور ضمنی

  • ambiguously


    به طور مبهم

  • backhandedly


    پشت سر

  • collaterally


    به صورت وثیقه

  • impliedly


    به صورت دور برگردان

  • obliquely


    نه در بسیاری از کلمات

  • sneakingly


    با اشاره

  • in a roundabout way


    مستقیم نیست

  • not in so many words


    دور برگردان

  • by hinting


    زیر دست


  • به صورت انحرافی

  • not outright


    به صورت حیله گرانه

  • roundaboutly


    به طور طولانی

  • underhandly


    پر پیچ و خم

  • digressively


    بیضوی

  • deviously


  • long-windedly


  • meanderingly


  • tortuously


  • vaguely


  • elliptically


  • obscurely


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

drawbacks

لغت پیشنهادی

a/c

لغت پیشنهادی

ko