temptation

base info - اطلاعات اولیه

temptation - وسوسه

noun - اسم

/tempˈteɪʃn/

UK :

/tempˈteɪʃn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [temptation] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • the temptation of easy profits


    وسوسه سود آسان

  • to give way to/yield to temptation


    راه دادن/تسلیم شدن به وسوسه

  • I couldn't resist the temptation to open the letter.


    نتوانستم در برابر وسوسه باز کردن نامه مقاومت کنم.

  • Don't put temptation in his way by offering him cookies.


    با تقدیم شیرینی به او وسوسه را سر راه او قرار ندهید.

  • An expensive bicycle is a temptation to thieves.


    دوچرخه گران قیمت وسوسه ای برای دزدان است.

  • Don't give in to temptation.


    تسلیم وسوسه نشوید.

  • Keep your valuables locked away so as not to put temptation in the way of thieves.


    اشیای قیمتی خود را قفل کنید تا وسوسه در راه دزد قرار نگیرید.

  • As a young actress she resisted the temptation to move to Hollywood.


    به عنوان یک بازیگر جوان، او در برابر وسوسه مهاجرت به هالیوود مقاومت کرد.

  • He knew it was wrong to steal but the money just lying there was too great a temptation.


    او می دانست که دزدی اشتباه است، اما پولی که فقط در آنجا بود وسوسه بزرگی بود.

  • It’s not easy to resist temptation.


    مقاومت در برابر وسوسه آسان نیست.

  • Ice cream is always a real temptation for me.


    بستنی همیشه برای من یک وسوسه واقعی است.

synonyms - مترادف
  • enticement


    اغوا کردن

  • lure


    طعمه

  • bait


    جذابیت

  • allurement


    انگیزه

  • inducement


    مشوق


  • جاذبه

  • attraction


    هویج

  • carrot


    بدام انداختن

  • snare


    طعمه ی شکار پرنده

  • decoy


    تله

  • trap


    قرعه کشی


  • محرک

  • stimulus


    تحریک


  • شیرین کننده

  • spur


    کشیدن

  • sweetener


    اغواگری

  • impetus


    متقاعد کردن


  • دعوت

  • seducement


    مداحی

  • motive


    دوسر

  • persuasion


    کاتالیزور

  • invitation


    بی رنگ شدن

  • provocation


    پیشنهاد

  • inveiglement


    بیا دیگه

  • stimulant


    روشن کن

  • douceur


  • catalyst


  • blandishment



  • come-on


  • turn-on


antonyms - متضاد
  • discouragement


    دلسردی

  • dislike


    دوست نداشتن


  • نفرت

  • hatred


    جلوگیری

  • prevention


    دافعه

  • repulsion


    بازدارنده

  • deterrent


    مانع

  • hindrance


    دافعه بودن

  • repulsiveness


    منصرف کردن

  • disincentive


    انکار

  • dissuasion


    امتناع

  • denial


    پاسخ

  • refusal


    بازدارندگی


  • خاموش کردن

  • deterrence


    انزجار

  • turn-off


    عزم

  • disgust


    محدودیت

  • determent


    ارعاب


  • چشم پوشی

  • intimidation


  • obviation


لغت پیشنهادی

millimeters

لغت پیشنهادی

oppression

لغت پیشنهادی

bombshell