tentatively

base info - اطلاعات اولیه

tentatively - آزمایشی

adverb - قید

/ˈtentətɪvli/

UK :

/ˈtentətɪvli/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tentatively] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • They have tentatively agreed to our proposal.


    آنها به طور آزمایشی با پیشنهاد ما موافقت کرده اند.

  • She smiled tentatively.


    او به طور موقت لبخند زد.

  • I have come to see Mrs Edgerton, she said tentatively.


    او به طور آزمایشی گفت: من برای دیدن خانم ادگرتون آمده ام.

  • The project tentatively called Viva, is in the early design stages.


    این پروژه که به طور آزمایشی Viva نام دارد، در مراحل اولیه طراحی است.

  • The meeting has been tentatively scheduled for next week.


    این نشست به طور آزمایشی برای هفته آینده برنامه ریزی شده است.

synonyms - مترادف
  • hesitantly


    با تردید

  • indecisively


    بدون قاطعیت

  • undecidedly


    بلاتکلیف

  • unsurely


    نامطمئن

  • ambivalently


    دوسوگرا

  • hesitatingly


    بی اراده

  • irresolutely


    بااحتیاط، محتاطانه

  • cautiously


    با دلخوری

  • ditheringly


    با اکراه

  • reluctantly


    متزلزلانه

  • vacillatingly


    با شک

  • doubtfully


    عصبی

  • nervously


    بدبینانه انگلستان

  • scepticallyUK


    با شک ایالات متحده

  • skepticallyUS


    به طور نامطمئن

  • uncertainly


    با تزلزل

  • waveringly


    نیمه جان

  • doubtingly


    حل نشده

  • half-heartedly


    بی قرار

  • unresolvedly


    افیلی

  • unsettledly


    بدون تعهد

  • iffily


    به طرز مشکوکی

  • uncommittedly


    به طور نامحدود

  • dubiously


    با توقف

  • indefinitely


    تقسیم شده

  • haltingly


    غیر متقاعد کننده

  • dividedly


    از روی آرزو

  • unconvincedly


    به طور مبهم

  • wishy-washily


    غیر متعهد

  • equivocally


  • noncommittally


antonyms - متضاد

  • قطعا


  • مسلما


  • با اطمینان

  • confidently


    مطمئنا

  • assuredly


    بدون تردید

  • unhesitatingly


    جسورانه

  • boldly


    قاطعانه

  • decisively


    سرانجام


  • به طور قطعی

  • conclusively


لغت پیشنهادی

brutality

لغت پیشنهادی

Arcadian

لغت پیشنهادی

carte blanche