ترجمه
حذف

the brushoff

براش آف

noun

اسم

UK : ˈbrʌʃ.ɑːf

US : ˈbrʌʃ.ɒf

google image of the brushoff

the brushoff image / تصویر
the brushoff image / تصویر
the brushoff image / تصویر
the brushoff image / تصویر
the brushoff image / تصویر

Description of the brushoff

SENTENCE of the brushoff

  • synonyms of

  • rebuff

  • رد کردن

  • snub

  • دندانپزشکی

  • repulse

  • دفع کردن

  • slight

  • اندک

  • repudiation

  • انکار

  • spurning

  • طرد کردن

  • dismissal

  • اخراج

  • brush-off

  • برس کردن

  • cold shoulder

  • شانه سرد

  • cold-shouldering

  • شانه سرد

  • bum's rush

  • عجله ادم

  • go-by

  • برو

  • kick in the teeth

  • لگد زدن به دندان

  • the elbow

  • آرنج

  • silent treatment

  • درمان خاموش

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی