theoretically

base info - اطلاعات اولیه

theoretically - از نظر تئوری

adverb - قید

/ˌθiːəˈretɪkli/

UK :

/ˌθɪəˈretɪkli/

US :

family - خانواده
theorist
نظریه پرداز
theory
تئوری
theorem
قضیه
theoretical
نظری
theorize
نظریه پردازی
google image
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [theoretically] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • theoretically sound conclusions


    از نظر تئوری نتیجه گیری صحیح

  • These views were challenged both theoretically and empirically.


    این دیدگاه ها هم از لحاظ نظری و هم از نظر تجربی به چالش کشیده شدند.

  • It is theoretically possible for him to overrule their decision but highly unlikely.


    از نظر تئوری ممکن است که او تصمیم آنها را رد کند، اما بسیار بعید است.

  • It is theoretically possible.


    از نظر تئوری امکان پذیر است.

  • Theoretically, employees could be liable for the whole amount.


    از نظر تئوری، کارکنان می توانند مسئول کل مبلغ باشند.

  • Stock can theoretically be bought from one market maker and sold to another at an immediate profit.


    سهام را می توان از نظر تئوری از یک بازارساز خرید و با سود فوری به دیگری فروخت.

  • The research will first examine the ideas theoretically.


    پژوهش ابتدا به بررسی نظری ایده ها می پردازد.

synonyms - مترادف
  • hypothetically


    بالفرض


  • ظاهرا


  • شاید

  • suppositionally


    به فرض


  • به نحوی


  • به یک معنا


  • بر روی کاغذ

  • supposedly


    قابل تصور

  • conceivably


    به صورت انتزاعی

  • abstractly


    در تئوری


  • به ظاهر

  • in the abstract


    فرضا

  • ostensibly


    احتمالا

  • seemingly


    از قرار معلوم، مشخصا

  • allegedly


    به صورت ظاهری

  • putatively


    آشکارا

  • presumably


    گزارش شده است

  • professedly


    قابل باور

  • purportedly


    روی سطح

  • evidently


    با همه حساب ها

  • ostensively


    اظهار داشت که هست

  • avowedly


    ادعا شده است

  • reportedly


    قرار است باشد

  • believably


    در یک حدس

  • supposably



  • by all accounts


  • professed to be


  • purported to be




antonyms - متضاد
  • empirically


    به صورت تجربی

  • pragmatically


    عملگرایانه

  • practically


    عملا

  • appliedly


    اعمال می شود

  • experientially


    مسلما


  • قابل اجرا

  • applicably


    واقعا

  • genuinely


    به طور مشابه

  • verisimilarly


    به طور عملی

  • feasibly


    به درستی

  • correctly


    به طور قابل اعتماد

  • credibly


    به صورت کاربردی

  • applicatively


    بی طرفانه

  • unbiasedly


    مفید

  • usefully


    صادقانه

  • faithfully


    قابل استفاده

  • usably


    به معنای واقعی کلمه


  • با صدای بلند

  • soundly


    منصفانه


  • منطقی

  • reasonably


    عملا انگلستان

  • accurately


    تاریخی

  • practisedlyUK


    به صورت عملی

  • historically


    معتبر

  • operatively


    به ندرت

  • authentically


    بدون اغراق


  • وجودی

  • unexaggeratedly


  • practicably


  • existentially


  • functionally


لغت پیشنهادی

hatred

لغت پیشنهادی

stakeholder

لغت پیشنهادی

sparrow