thermometer

base info - اطلاعات اولیه

thermometer - دماسنج

noun - اسم

/θərˈmɑːmɪtər/

UK :

/θəˈmɒmɪtə(r)/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [thermometer] در گوگل
description - توضیح

  • قطعه ای از تجهیزات که دمای هوا، بدن شما و غیره را اندازه گیری می کند


  • دستگاهی که برای اندازه‌گیری دما، به‌ویژه هوا یا بدن فرد استفاده می‌شود

  • a device used for measuring temperature esp. of the air or in a person’s body


    دستگاهی که برای اندازه گیری دما استفاده می شود. هوا یا در بدن شخص

  • The analogy is now the addition of a thermometer in the water in the kettle with its dial visible to the operator.


    قیاس در حال حاضر اضافه کردن یک دماسنج در آب در کتری است که صفحه آن برای اپراتور قابل مشاهده است.

  • He first put a thermometer into the concrete to check that it was warmer than fifty degrees.


    او ابتدا دماسنج را درون بتن گذاشت تا بررسی کند که گرمتر از پنجاه درجه است.

  • Cook to 230 degrees on a candy thermometer.


    روی دماسنج شیرینی تا 230 درجه بپزید.

  • In the history of science Reaumur is also remembered for his thermometer.


    در تاریخ علم، ریومور به خاطر دماسنجش نیز به یاد می‌آید.

  • Politics was just a love thermometer.


    سیاست فقط یک دماسنج عشقی بود.

  • Versions of his marine thermometer served for deep-sea measurements throughout the nineteenth century.


    نسخه‌های دماسنج دریایی او در طول قرن نوزدهم برای اندازه‌گیری اعماق دریا استفاده می‌شد.

  • To make sure the meat is cooked through you should use a meat thermometer.


    برای اطمینان از پخته شدن گوشت، باید از دماسنج گوشت استفاده کنید.

  • On my way to the outhouse I read the outside thermometer.


    در راه رفتن به بیرون خانه دماسنج بیرونی را خواندم.

example - مثال
  • a thermometer reading


    یک عدد دماسنج

  • the reading on the thermometer


    قرائت روی دماسنج

  • He stuck a thermometer in her mouth.


    دماسنج را در دهانش گذاشت.

  • If the thermometer reads 98.6°F, then you don't have a fever.


    اگر دماسنج 98.6 درجه فارنهایت را نشان دهد، شما تب ندارید.

  • Check that the roast is cooked right through using a meat thermometer.


    با استفاده از دماسنج گوشت بررسی کنید که کباب درست پخته شده باشد.

synonyms - مترادف

  • ابزار

  • thermostat


    ترموستات

  • indicator


    نشانگر

  • regulator


    تنظیم کننده

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

scott

لغت پیشنهادی

russel

لغت پیشنهادی

avoiding