ترجمه
حذف

throw

پرت کردن

verb

فعل

UK : θrəʊ

US : θroʊ

google image of throw

throw image / تصویر
throw image / تصویر
throw image / تصویر
throw image / تصویر
throw image / تصویر

Description of throw

SENTENCE of throw

  • synonyms of

  • toss

  • پرتاب کردن

  • fling

  • پرت کردن

  • hurl

  • پرتاب کردن

  • cast

  • قالب

  • chuck

  • دور انداختن

  • launch

  • راه اندازی

  • pitch

  • گام صدا

  • heave

  • بالا بردن

  • lob

  • لوب

  • sling

  • زنجیر

  • catapult

  • منجنیق

  • dash

  • خط تیره

  • project

  • پروژه

  • send

  • ارسال

  • propel

  • سوق دادن

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی