ترجمه
حذف

tie

کراوات

verb

فعل

UK : taɪ

US : taɪ

google image of tie

tie image / تصویر
tie image / تصویر
tie image / تصویر
tie image / تصویر
tie image / تصویر

Description of tie

SENTENCE of tie

  • opposite of

  • untie

  • باز کردن

  • unbind

  • باز کردن

  • free

  • رایگان

  • loose

  • شل

  • release

  • رهایی

  • separate

  • جداگانه، مجزا

  • undo

  • لغو کردن

  • unfasten

  • باز کردن

  • unhitch

  • باز کردن

  • unknot

  • بدون گره

  • detach

  • جدا کردن

  • disconnect

  • قطع شدن

  • disjoin

  • جدا کردن

  • loosen

  • شل کردن

  • unchain

  • باز کردن زنجیر

  • synonyms of

  • bind

  • بستن

  • truss

  • خرپا

  • tether

  • متصل کردن

  • fasten

  • بستن

  • lash

  • مژه

  • secure

  • امن است

  • attach

  • ضمیمه کردن

  • hitch

  • تکان دادن

  • shackle

  • غل و زنجیر

  • strap

  • بند

  • band

  • باند

  • chain

  • زنجیر

  • connect

  • اتصال

  • fetter

  • بند

  • fix

  • ثابت

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی