towing

base info - اطلاعات اولیه

towing - یدک کشی

N/A - N/A

toʊ

UK :

təʊ

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [towing] در گوگل
description - توضیح
  • present participle of tow


    فاعل فاعل از دویدن


  • کشیدن ماشین، قایق و غیره که پشت وسیله نقلیه یا قایق دیگری بسته شده است

  • to take away a vehicle that has been parked illegally using an official truck to a place from which the driver has to pay to pick it up


    بردن وسیله نقلیه ای که به طور غیرقانونی با استفاده از کامیون رسمی پارک شده است، به مکانی که راننده باید برای تحویل گرفتن آن هزینه کند.

example - مثال
  • You shouldn't drive fast when your car is towing a caravan.


    وقتی ماشین شما در حال یدک‌کشیدن کاروان است، نباید سریع رانندگی کنید.

  • The road was closed while the vehicles that had been involved in the accident were towed away/off.


    در حالی که خودروهایی که در تصادف دخیل بودند یدک‌کش شده بودند، جاده بسته شد.

  • The damaged boat was towed to safety.


    قایق آسیب دیده به مکان امنی یدک کشیده شد.

  • You're not allowed to park here - your car will be towed away .


    شما اجازه ندارید اینجا پارک کنید - ماشین شما یدک‌کش می‌شود.

  • This part of town is a tow zone (= one in which cars left illegally will be removed).


    این قسمت از شهر یک منطقه یدک کش است (= منطقه ای که اتومبیل های رها شده غیرقانونی در آن جابجا می شوند).

synonyms - مترادف
  • tow


    دویدن

  • haul


    حمل و نقل

  • tug


    کشیدن


  • بکشید


  • طراحی


  • دنباله دار

  • trailing


    تراول

  • trawl


    پره

  • lug


    کشش

  • traction


    بالا بردن

  • heave


    یاک

  • yank


    نیروی محرکه

  • pulling


    draughtUK

  • haulage


    بکسل کردن

  • propulsion


    پیش نویس ایالات متحده

  • draughtUK


  • towage


  • draftUS


antonyms - متضاد
  • driving


    رانندگی

  • propelling


    رانده

  • pushing


    هل دادن

لغت پیشنهادی

yanked

لغت پیشنهادی

towing

لغت پیشنهادی

Bacchus