trailing

base info - اطلاعات اولیه

trailing - دنباله دار

N/A - N/A

ˈtreɪ.lɪŋ

UK :

ˈtreɪ.lɪŋ

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trailing] در گوگل
description - توضیح
  • a trailing plant grows along the ground or hangs down


    یک گیاه دنباله دار در امتداد زمین رشد می کند یا آویزان می شود


  • گیاهان دنباله دار در امتداد زمین یا روی سطح چیزی رشد می کنند

  • Split trailing edge flaps were fitted for use on landing only.


    فلپ های لبه عقبی تقسیم شده فقط برای استفاده در هنگام فرود نصب شده بودند.

  • They did not have hair but trailing fronds of leaves and bracken.


    آنها مو نداشتند، اما شاخه های انتهایی برگ و برنج داشتند.

  • No black on wings and no long trailing legs distinguish them from all other large white birds in flight.


    هیچ سیاهی روی بال ها و هیچ پاهای دنباله دار طولانی آنها را از همه پرندگان سفید بزرگ دیگر در حال پرواز متمایز نمی کند.

  • Nina was half-hidden under a four-poster bed trailing silk sheets behind her like a bridal train.


    نینا زیر یک تخت چهار پوسته نیمه پنهان شده بود و ملحفه های ابریشمی را مانند قطار عروس پشت سرش می کشید.

  • Feathery trailing stems and spikes of very small crimson flowers just above water level.


    ساقه های دنباله دار پردار و خوشه های گل های زرشکی بسیار کوچک درست بالای سطح آب.

  • On the trail of nepeta advice Can you help me with my trailing variegated nepeta?


    در دنباله مشاوره نپتا آیا می توانید در مورد نپتاهای رنگارنگ دنباله ام به من کمک کنید؟

  • Good features Cable tidies reduce the need for countless trailing wires and plugs.


    ویژگی‌های خوب مرتب کردن کابل نیاز به سیم‌ها و دوشاخه‌های بی‌شماری را کاهش می‌دهد.

example - مثال
  • a trailing rose


    یک گل رز دنباله دار

synonyms - مترادف

  • شکار

  • tracking


    ردیابی

antonyms - متضاد

  • در پیش

  • facing


    رو به رو

  • guiding


    هدایت کردن


  • منتهی شدن

لغت پیشنهادی

ira

لغت پیشنهادی

straws

لغت پیشنهادی

ensuring