trampled

base info - اطلاعات اولیه

trampled - پایمال شده

N/A - N/A

ˈtræm.pəl

UK :

ˈtræm.pəl

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trampled] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Somebody trampled all over my flowerbeds!


    یکی تمام گلزارهایم را زیر پا گذاشت!

  • Eight people were trampled to death (= killed) when the stadium collapsed and the crowd rushed out onto the football pitch.


    هشت نفر در اثر فروریختن استادیوم و هجوم جمعیت به زمین فوتبال زیر پا گذاشته شدند (= کشته شدند).

  • She accused the government of trampling on the needs and rights of the ordinary citizen.


    او دولت را به پایمال کردن نیازها و حقوق شهروندان عادی متهم کرد.

  • He argues that Congress trampled the constitutional rights of legal immigrants in the new welfare reform law.


    او استدلال می کند که کنگره در قانون جدید اصلاحات رفاهی، حقوق قانونی مهاجران قانونی را زیر پا گذاشته است.

synonyms - مترادف
  • stamped


    مهر شده

  • tramped


    لگدمال شده

  • trod


    زیر پا گذاشتن

  • tread


    آج

  • trodden


    پایمال شده

  • stomped


    پا زدن

  • tromped


    قهرمان شده

  • champed


    رفت

  • walked over


    مهر بر روی

  • stamped on


    پا گذاشت

  • stepped on


    زیر پا گذاشته شد

  • trod on


    راه رفت

  • trodden on


    فرار کرد

  • walked on


    فرار کردن

  • ran over


    له شده


  • خرد شده

  • squashed


    مسطح شده

  • crushed


    پله

  • flattened


    راه افتاد

  • stept


    پالپ شده

  • stepped


    ضرب و شتم

  • tramped on


    فشار داده شده است

  • walked


    پا بر روی

  • pulped


    همه جا راه رفت


  • ایستاد

  • pressed down


    ردیابی شد

  • stomped on


  • trampled on


  • walked all over


  • stood on


  • tracked


antonyms - متضاد
  • created


    ایجاد شده

  • built


    ساخته شده

  • constructed


    ساخته شده است

  • forged


    جعلی

  • made


    تولید شده

  • produced


    به فعلیت رسید

  • actualized


    ساختگی

  • concocted


    تشکیل شده است

  • constituted


    برپا شده است

  • erected


    به وجود آورده است

  • brought into being


    به وقوع پیوست

  • brought into existence


    catalyzedUS

  • brought to pass


    باعث می شود

  • catalyzedUS


    سکه شده است

  • caused to be


    مؤثر واقع شده است

  • coined


    افزایش داد

  • effectuated


    تولید شده است

  • gave rise to


    نشات گرفته

  • generated


    catalysedUK

  • originated


    انجام داد

  • catalysedUK


    رفت

  • did


    ضربه خورد

  • got going


    به هم زدند

  • knocked off


    از کار انداختن

  • knocked together


    ساخته

  • knocked up


    moldedUS

  • manufactured


    moldedUK

  • moldedUS


    سنتز انگلستان

  • mouldedUK


    سنتز ایالات متحده

  • synthesisedUK


  • synthesizedUS


لغت پیشنهادی

valuables

لغت پیشنهادی

its

لغت پیشنهادی

robots