trough
trough - از طریق
noun - اسم
UK :
US :
ظرف باز و باریک درازی که آب یا غذای حیوانات را در خود جای می دهد
یک دوره کوتاه فعالیت کم، قیمت پایین و غیره
ناحیه توخالی بین دو موج
یک منطقه طولانی با فشار نسبتا کم بین دو ناحیه با فشار بالا
پایین ترین نقطه در یک سری از قیمت ها، ارزش ها و غیره
ظرفی دراز و باریک بدون درب که معمولاً آب یا غذای حیوانات مزرعه را در خود جای می دهد
یک نقطه پایین در یک سری منظم از نقاط بالا و پایین
(in the study of weather patterns) a long area of low air pressure between two areas of high air pressure
(در مطالعه الگوهای آب و هوا) یک منطقه طولانی از فشار هوای پایین بین دو منطقه پرفشار هوا
خوردن چیزی سریع و مشتاقانه مخصوصاً در مقادیر زیاد
برای رسیدن به سطح پایین، قیمت و غیره قبل از صعود دوباره
یک جعبه باریک و باز برای نگهداری آب یا غذا برای حیوانات
یک نقطه پایین بین دو نقطه بالا، مانند یک نمودار یا رکورد فعالیت
وضعیتی که در آن چیزی قبل از صعود دوباره به پایین ترین سطح، قیمت و غیره خود رسیده است
میدان یک مرداب بود، مسیر یک فرورفتگی.
The allocation of labour to activities can be plotted as a histogram which will invariably show peaks and troughs.
تخصیص نیروی کار به فعالیت ها را می توان به صورت هیستوگرام ترسیم کرد که همواره قله ها و فرورفتگی ها را نشان می دهد.
اوج و فرود چرخه های اقتصادی
Then suddenly he thrust his head between his owner's legs and hoisted him into the trough with a resounding splash!
سپس ناگهان سرش را بین پاهای صاحبش فرو کرد و او را با صدایی طنینآمیز به داخل آبشار برد!
در حدود نیم مایلی بالادست، شکار توسط موج شکن پورتون طی شد.
اینجا و آنجا پراکنده وانهایی هستند که جان تازهای بهعنوان چاههای آب میگیرند.
در یک موج موج، نگاهی اجمالی به سر مرجانی به بندر انداختم: برای راحتی کمی خیلی نزدیک.
There was a lot of gravel to walk across with troughs and wheelbarrows with snowdrops and crocuses in.
سنگریزههای زیادی وجود داشت که میتوان روی آن فرو رفت و چرخچرخهایی که در آنها برفها و کروکوسها در آنها وجود داشت.
اوج و فرودهایی در روند بلندمدت بیکاری وجود داشته است.
بعید است که اقتصاد تا پایان سال به پایین ترین سطح خود برسد.
بازار سهام از اوج به پایین 48 درصد سقوط کرد.
گاوها در محل تغذیه
Investing small amounts regularly is a good way of smoothing out the peaks and troughs of the stock market.
سرمایهگذاری منظم مبالغ کوچک، راه خوبی برای هموار کردن قلهها و قلههای بازار سهام است.
طوفان کم فشار در مناطق تپه ای، طوفان های رعد و برق شدید را در طول شب به همراه خواهد داشت.
او آنجا نشسته بود و شکلات می ریخت.
اقتصاد شش ماه پیش سقوط کرد و اکنون دوباره در حال رشد است.
سرمایه گذاران باید از طریق بازار سهام زندگی کنند.
پرداخت های ماهانه شما بر هر اوج و پایینی قیمت سهام هموار می شود.
رشد خدمات به کمترین میزان خود از زمان رکود کاهش یافت.
کانال
trench
سنگر
conduit
مجرا
ditch
گودال
duct
زه کشی
drain
شیار
furrow
جریان آب
watercourse
برش
canal
آبریز
groove
قنات، مجرا
فاسد
culvert
توخالی
flume
خندق
fosse
ناودان
hollow
دایک
gully
سنگ شکن
gutter
شو
dike
افسردگی
foss
شیب
sheugh
دریچه
moat
آبراه
نژاد
dip
فاضلاب
sluice
لوله
waterway
سرریز
sewer
spillway
chute
ridge
خط الراس
