word - لغت

trust || اعتماد

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

trʌst

UK :

trʌst

US :

family - خانواده

[['distrust' 'trustee' 'trusteeship' 'trustworthiness' 'trusting' 'trustworthy' 'untrustworthy' 'trusty' 'distrustful' 'mistrustful' 'trust' 'distrust'] ['بی اعتمادی' 'متولی' 'امانتداری' 'امانت' 'اعتماد کردن' 'قابل اعتماد' 'غیر قابل اعتماد' 'قابل اعتماد' 'بی اعتماد' 'بی اعتماد' 'اعتماد' 'بی اعتمادی']]

google image

نتیجه جستجوی لغت [trust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [trust] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف


  • اعتماد به نفس


  • ایمان

  • assurance


    اطمینان


  • باور


  • محکومیت

  • credence


    اعتبار

  • certainty


    یقین - اطمینان - قطعیت

  • certitude


    اطمینان

  • reliance


    تکیه

  • sureness


    اطمینان


  • اعتبار


  • انتظار


  • موجودی

  • dependence


    وابستگی

  • entrustment


    واگذاری

antonyms - متضاد

  • distrust


    بی اعتمادی

  • mistrust


    بی اعتمادی

  • distrustfulness


    بی اعتمادی

  • dubiety


    دوبیتی

  • dubiousness


    مشکوک بودن

  • mistrustfulness


    بی اعتمادی

  • skepticismUS


    شک ایالات متحده

  • uncertainness


    عدم قطعیت

  • scepticismUK


    شکاکیت انگلستان


  • شک


  • ترس

  • incredulity


    ناباوری

  • suspicion


    سوء ظن

  • uncertainty


    عدم قطعیت

  • wariness


    احتیاط