unacceptably

base info - اطلاعات اولیه

unacceptably - غیر قابل قبول

adverb - قید

/ˌʌnəkˈseptəbli/

UK :

/ˌʌnəkˈseptəbli/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unacceptably] در گوگل
description - توضیح
  • in a way that cannot be accepted, approved of or allowed to continue


    به نحوی که قابل قبول، تایید یا اجازه ادامه دادن نباشد

example - مثال
  • unacceptably high levels of unemployment


    سطوح بالای غیرقابل قبول بیکاری

  • unacceptably high risks


    خطرات غیر قابل قبول بالا

synonyms - مترادف
  • excessively


    بیش از حد

  • overly


    بی جهت

  • unduly


    بی اندازه

  • inordinately


    هم

  • too


    به طرز وحشتناکی

  • monstrously


    به طور گزاف

  • overmuch


    شیطانی

  • exorbitantly


    غیر قابل تحمل

  • devilishly


    تا مرگ

  • intolerably


    به یک عیب


  • با یک انتقام


  • فوق العاده

  • with a vengeance


    به طور بی حد و حصر


  • غیر منطقی

  • immoderately


    بسیار

  • unreasonably


    به شدت


  • به طرز مسخره ای

  • exceedingly


    بر فراز

  • immensely


    همیشه

  • ridiculously


    غیر ضروری


  • به صورت نامتناسب


  • به صورت اسراف آمیز

  • unnecessarily


    غیر ممکن

  • disproportionately


    خیلی زیاد

  • overfull


    استثنایی

  • extravagantly


  • absurdly


  • impossibly


  • too-too



  • exceptionally


antonyms - متضاد
  • deficiently


    به طور ناقص

  • inadequately


    به طور ناکافی

  • insufficiently


    به اندازه کافی

  • bad


    بد

  • poorly


    ضعیف


  • نامطلوب

  • unsatisfactorily


    بدبختانه

  • incompletely


    به طور ناچیز

  • wretchedly


    به صورت پراکنده

  • scantily


    به صورت نازک

  • sparsely


    به صورت طرح دار

  • thinly


    ناچیز

  • sketchily


    کم مصرف

  • meagrely


    نیم

  • skimpily


    نسبتا

  • imperfectly



  • moderately


لغت پیشنهادی

blighted

لغت پیشنهادی

psyched

لغت پیشنهادی

amortizable