unavoidably

base info - اطلاعات اولیه

unavoidably - اجتناب ناپذیری

adverb - قید

/ˌʌnəˈvɔɪdəbli/

UK :

/ˌʌnəˈvɔɪdəbli/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unavoidably] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • I was unavoidably delayed.


    من ناگزیر تاخیر داشتم.

  • Due to adverse weather conditions, the trains were unavoidably delayed.


    به دلیل شرایط نامساعد جوی، قطارها به طور اجتناب ناپذیری با تأخیر مواجه شدند.

  • Food safety is, unavoidably, a global issue.


    ایمنی مواد غذایی، به طور اجتناب ناپذیر، یک مسئله جهانی است.

synonyms - مترادف
  • inevitably


    به ناچار

  • ineluctably


    ناگزیر


  • لزوما

  • inescapably


    اجتناب ناپذیر

  • needs


    نیاز دارد

  • perforce


    اعمال کردن

  • ipso facto


    ipso facto


  • قطعا


  • مسلما

  • compulsorily


    اجباری

  • mandatorily


    سرنوشت ساز

  • fatedly


    غیر قابل اجتناب

  • unescapably


    به طور اجتناب ناپذیر

  • inexorably


    غیر قابل پیشگیری

  • unpreventably


    به طور غیر ارادی

  • obligatorily


    به اجبار

  • involuntarily


    به طور الزامی

  • forcedly


    به زودی

  • requisitely


    به طور ضروری

  • imminently


    قریب الوقوع

  • imperatively


    مطمئنا

  • impendingly


    الزام آور

  • assuredly


    به صورت رسمی

  • bindingly


    به طور قطعی

  • incumbently


    اساسا

  • peremptorily


    به طور طبیعی


  • پیش بینی


  • بطور خودکار


  • predictably


  • automatically


antonyms - متضاد
  • unnecessarily


    غیر ضروری

  • doubtfully


    با شک


  • احتمالا

  • unsurely


    نامطمئن

  • uncertainly


    به طور نامطمئن

  • questionably


    سوال برانگیز

  • avoidably


    قابل اجتناب

  • optionally


    به صورت اختیاری

  • voluntarily


    به طور داوطلبانه

  • needlessly


    بی نیاز

لغت پیشنهادی

guarantees

لغت پیشنهادی

brazenly

لغت پیشنهادی

chemistry