unbeatable

base info - اطلاعات اولیه

unbeatable - شکست ناپذیر

adjective - صفت

/ʌnˈbiːtəbl/

UK :

/ʌnˈbiːtəbl/

US :

family - خانواده
beat
ضرب و شتم
beating
كتك زدن
beaten
مورد ضرب و شتم
unbeaten
شکست ناپذیر
google image
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unbeatable] در گوگل
description - توضیح
  • something that is unbeatable is the best of its kind


    چیزی که شکست ناپذیر است در نوع خود بهترین است

  • a team player etc that is unbeatable cannot be defeated


    تیم، بازیکن و غیره که شکست ناپذیر است را نمی توان شکست داد

  • unable to be defeated or improved because of excellent quality


    به دلیل کیفیت عالی قابل شکست یا بهبود نیست


  • ناتوان از شکست خوردن، یا بهتر از دیگران

  • As a flavour enhancer, lemon is unbeatable.


    به عنوان یک تقویت کننده طعم، لیمو بی نظیر است.

  • What made it worse was that they all knew that the Columbia was virtually unbeatable.


    چیزی که اوضاع را بدتر کرد این بود که همه آنها می دانستند که کلمبیا عملاً شکست ناپذیر است.

  • There was the boyish enthusiasm and raw speed of Maurice Greene and the quiet understated professionalism of the unbeatable Michael Johnson.


    شور و شوق پسرانه و سرعت خام موریس گرین و حرفه ای آرام و کم حرف مایکل جانسون شکست ناپذیر وجود داشت.

  • It's a truly monumental work at an unbeatable price.


    این یک اثر واقعاً تاریخی است، با قیمتی بی نظیر.

  • unbeatable prices


    قیمت های بی نظیر

  • Now he seems nearly unbeatable, ready to turn pro immediately.


    اکنون او تقریباً شکست ناپذیر به نظر می رسد و آماده است تا فوراً حرفه ای شود.

example - مثال
  • This year the team has shown itself to be almost unbeatable.


    امسال تیم خود را تقریباً شکست ناپذیر نشان داده است.

  • The French team looks unbeatable.


    تیم فرانسه شکست ناپذیر به نظر می رسد.

  • United remain unbeatable at the top of the League.


    یونایتد همچنان در صدر لیگ شکست ناپذیر است.

  • unbeatable offers


    پیشنهادات بی نظیر

  • The 23-year-old US tennis star looks unbeatable this season.


    ستاره 23 ساله تنیس آمریکا در این فصل شکست ناپذیر به نظر می رسد.

  • For good pizzas at a reasonable price they're unbeatable.


    برای پیتزاهای خوب با قیمت مناسب، آنها بی نظیر هستند.

  • an unbeatable team


    یک تیم شکست ناپذیر

  • unbeatable pizza


    پیتزای بی نظیر

synonyms - مترادف
  • invincible


    شکست ناپذیر

  • invulnerable


    آسیب ناپذیر

  • unconquerable


    تسخیر ناپذیر

  • indomitable


    رام نشدنی

  • impregnable


    رسوخ ناپذیر

  • insurmountable


    غیر قابل عبور

  • unassailable


    یوروش ناپذیر

  • insuperable


    غلبه ناپذیر

  • unstoppable


    بي وقفه

  • bulletproof


    ضد گلوله

  • unsurpassable


    غیر قابل غلبه

  • supreme


    عالی

  • matchless


    بی همتا

  • peerless


    بی نظیر

  • unsurpassed


    برجسته

  • unmatched


    قابل ضرب نیست


  • امن است

  • outstanding


    صعب العبور

  • unexcelled


    تسلیم ناپذیر

  • not beatable


    تزلزل ناپذیر

  • undefeatable


    نابود نشدنی


  • قوی

  • impassable


    غیر قابل لمس

  • unyielding


    بی خطر

  • unshakeable


    غیر قابل حمله

  • indestructible


    مصون از تعرض


  • untouchable



  • unattackable


  • inviolable


antonyms - متضاد
  • superable


    فوق العاده

  • surmountable


    قابل غلبه

  • vincible


    پیروز شدنی


  • آسیب پذیر


  • فقیر


  • ضعیف

  • beatable


    قابل ضرب و شتم

  • overcomable


    شدنی

  • doable


    قابل مدیریت

  • manageable


    قابل تسخیر

  • conquerable


    محلول

  • soluble


    قابل حل

  • resolvable


    قابل برنده شدن

  • winnable


    ممکن است


  • بی دفاع انگلستان

  • defencelessUK


    قابل حمله

  • assailable


    ایالات متحده بی دفاع

  • defenselessUS


    محافظت نشده

  • unprotected


    شکست پذیر

  • defeatable


    آسان


  • کهنه

  • shabby


    لرزان

  • shaky


    مستعد

  • susceptible


    ناامن

  • insecure


    قابل دستیابی

  • attainable


    قابل توقف

  • stoppable


    قابل اجتناب

  • avoidable


    تسلیم شدن

  • yielding


    ناتوان

  • powerless


    تخریب پذیر

  • destructible


لغت پیشنهادی

unbending

لغت پیشنهادی

chad

لغت پیشنهادی

inadequacies