unjust

base info - اطلاعات اولیه

unjust - ناعادلانه

adjective - صفت

/ˌʌnˈdʒʌst/

UK :

/ˌʌnˈdʒʌst/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unjust] در گوگل
description - توضیح

  • منصفانه یا معقول نیست


  • منصفانه نیست

  • not morally right; not fair


    از نظر اخلاقی درست نیست؛ منصفانه نیست

  • They believed the student demands to be unjust.


    آنها معتقد بودند که مطالبات دانشجو ناعادلانه است.

  • They didn't mind breaking the law because they believed the law was unjust.


    آنها بدشان نمی آمد که قانون را زیر پا بگذارند زیرا معتقد بودند قانون ناعادلانه است.

  • But in what sense can the conditions in prisons be said to be unjust?


    اما از چه نظر می توان گفت که شرایط در زندان ها ناعادلانه است؟

  • It brought back all the resentment at unjust accusations of 11 months before.


    این همه رنجش از اتهامات ناعادلانه 11 ماه قبل را برگرداند.

  • an unjust and pointless war


    یک جنگ ناعادلانه و بیهوده

  • unjust punishment


    مجازات ناعادلانه

  • Wherever freedom is denied to anyone for unfair or unjust reasons, capitalism can not thrive.


    هر جا آزادی به دلایل ناعادلانه یا ناعادلانه از کسی سلب شود، سرمایه داری نمی تواند رشد کند.

  • Crime is the natural offspring of an unjust society.


    جنایت زاده طبیعی یک جامعه ناعادلانه است.

  • The liberal press was said to be unjust, unfair and unpatriotic and deserved to be closed down.


    گفته می شد که مطبوعات لیبرال ناعادلانه، ناعادلانه و غیر میهنی هستند و مستحق تعطیلی بودند.

  • The legal aid charity has helped overturn some notoriously unjust verdicts.


    موسسه خیریه کمک حقوقی به لغو برخی از احکام ناعادلانه بدنام کمک کرده است.

  • He believed that because we can recognize justice we know for example that an unjust wage is theft.


    او معتقد بود که چون می توانیم عدالت را تشخیص دهیم، مثلاً می دانیم که دستمزد ناعادلانه دزدی است.

example - مثال
  • an unjust law


    یک قانون ناعادلانه

  • It's an unjust world that we live in.


    این دنیای ناعادلانه ای است که ما در آن زندگی می کنیم.

  • Racial discrimination at work is self-evidently unjust.


    تبعیض نژادی در محل کار بدیهی است که ناعادلانه است.

  • The system is corrupt and unjust.


    نظام فاسد و ناعادلانه است.

  • They should repeal this unjust law.


    آنها باید این قانون ناعادلانه را لغو کنند.

  • New laws will protect employees against unjust dismissals.


    قوانین جدید از کارمندان در برابر اخراج ناعادلانه محافظت می کند.

synonyms - مترادف
  • unfair


    غیر منصفانه

  • unjustified


    غیر موجه

  • unwarranted


    ناموجه

  • unreasonable


    غیر منطقی

  • unjustifiable


    غیر قابل توجیه

  • excessive


    بیش از اندازه

  • indefensible


    غیر قابل دفاع

  • undeserved


    بی لیاقت


  • اشتباه

  • inappropriate


    نامناسب

  • undue


    ناروا، بی مورد

  • gratuitous


    بی تفاوتی

  • unmerited


    نابخشودنی

  • unforgivable


    بی اساس

  • groundless


    نادرست

  • wrongful


    زیر دست

  • underhand


    ناعادلانه

  • unrighteous


    نامیده شده برای

  • uncalled for


    زیر کمربند


  • کم پایین

  • low-down


    غیر ضروری

  • unnecessary


    غیرقابل توجیه

  • unwarrantable


    غیر قابل قبول

  • improper


    ناخواسته

  • unacceptable


    خاموش

  • uncalled-for


    نامتناسب

  • off


    بی وجدان

  • disproportionate


    خارج از نظم

  • unconscionable



  • inexcusable


antonyms - متضاد

  • نمایشگاه


  • فقط


  • معقول


  • اخلاقی

  • ethical


    خوب


  • مجاز


  • نجیب

  • decent


    درست


  • بدون پیش داوری

  • unprejudiced


    صادقانه


  • تمیز


  • تعدیل شده

  • justified


    ایالات متحده محترم

  • honorableUS


    محترم انگلستان

  • honourableUK


    مناسب


  • مجاز ایالات متحده

  • authorizedUS


    عادل

  • righteous


    عمودی

  • upright


    با فضیلت

  • virtuous


    مجاز انگلستان

  • authorisedUK


    غیر فاسد

  • uncorrupt


    عالی

  • sublime


    ورزشی

  • sportsmanly


    ورزشکار

  • sportsmanlike


    تضمین شده است

  • warranted


    دقیق

  • scrupulous


    اصولی

  • principled


    حلال

  • lawful



  • noble


لغت پیشنهادی

prodigious

لغت پیشنهادی

victory

لغت پیشنهادی

hobbies