word - لغت

use || استفاده کنید

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

juːz

UK :

juːz

US :

family - خانواده

[['usage' 'use' 'disuse' 'misuse' 'reuse' 'usefulness' 'uselessness' 'user' 'reusable' 'disused' 'useful' 'useless' 'usable' 'unusable' 'misuse' 'reuse' 'usefully' 'uselessly'] ['استفاده' 'استفاده کنید' 'استفاده نکردن' 'سوء استفاده' 'استفاده مجدد' 'مفید بودن' 'بی فایده بودن' 'کاربر' 'قابل استفاده مجدد' 'بلا استفاده' 'مفید' 'بلا استفاده' 'قابل استفاده' 'غیر قابل استفاده' 'سوء استفاده' 'استفاده مجدد' 'مفید' 'بی فایده']]

google image

نتیجه جستجوی لغت [use] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [use] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [use] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [use] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [use] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • usage


    استفاده


  • کاربرد

  • utilizationUS


    استفاده ایالات متحده

  • appliance


    دستگاه


  • استخدام

  • adoption


    فرزندخواندگی

  • implementation


    پیاده سازی

  • utilisationUK


    UtilizationUK


  • مدیریت

  • administering


    اداره کردن

  • applying


    اعمال کردن

  • enjoyment


    لذت بردن


  • مدیریت

  • mobilisationUK


    mobilisationUK

  • mobilizationUS


    بسیج ایالات متحده

antonyms - متضاد

  • disuse


    استفاده نکردن

  • nonuse


    عدم استفاده

  • abandonment


    رها شدن

  • dereliction


    مهجوریت

  • desuetude


    بی بندوباری

  • insuetude


    insuetude

  • inusitation


    استعمال


  • عدم استفاده

  • obsolescence


    کهنگی

  • obsoleteness


    منسوخ شدن

  • unemployment


    بیکاری

  • unuse


    استفاده نکردن

  • discontinuance


    قطع

  • neglect


    بی توجهی

  • ignorance


    جهل