varsity

base info - اطلاعات اولیه

varsity - دانشگاه

noun - اسم

/ˈvɑːrsəti/

UK :

/ˈvɑːsəti/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varsity] در گوگل
description - توضیح

  • تیم اصلی که نماینده یک دانشگاه، کالج یا مدرسه در یک ورزش است

  • a university especially Oxford or Cambridge


    یک دانشگاه، به خصوص آکسفورد یا کمبریج

  • used to describe sports teams at schools or colleges that are at the most skilled level of play


    برای توصیف تیم های ورزشی در مدارس یا کالج هایی که در ماهرترین سطح بازی هستند استفاده می شود


  • دانشگاه


  • یکی از تیم های ورزشی اصلی در دانشگاه، کالج یا مدرسه

  • She finds her answer on the bulletin board where the job as varsity basketball coach is posted.


    او پاسخ خود را در تابلوی اعلانات می یابد که در آن شغل به عنوان مربی بسکتبال دانشگاه درج شده است.

  • We had cheerleaders for varsity football and boys basketball and even junior varsity cheerleaders for both teams.


    ما تشویق کننده هایی برای فوتبال دانشگاهی و بسکتبال پسران و حتی تشویق کننده های نوجوانان دانشگاه برای هر دو تیم داشتیم.

  • Eddie also presented Margarett with an oar pin: he rowed seven on the Harvard varsity crew.


    ادی همچنین یک سنجاق پارو به مارگارت هدیه داد: او در خدمه دانشگاه هاروارد هفت پارو زد.

  • The student was beaten outside the cafeteria while using the phone after a junior varsity football practice.


    این دانش آموز در بیرون از کافه تریا هنگام استفاده از تلفن پس از یک تمرین فوتبال در دانشگاه نوجوانان مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

  • At the time Iacenda was 14 years old and in the ninth grade playing on the junior varsity team.


    در آن زمان، ایاسندا 14 ساله و در کلاس نهم بود و در تیم دانشگاه نوجوانان بازی می کرد.

  • In our sophomore year for example Fanshawe was the only member of our class to make the varsity baseball team.


    برای مثال، در سال دوم ما، فنشاو تنها عضو کلاس ما بود که تیم بیسبال دانشگاه را ساخت.

  • Thompson had six football cheerleaders this year and three varsity basketball cheerleaders.


    تامپسون امسال شش تشویق کننده فوتبال و سه تشویق کننده بسکتبال دانشگاهی داشت.

example - مثال
  • He made varsity as a wide receiver.


    او دانشگاه را به عنوان یک گیرنده گسترده ساخت.

  • She's still at varsity.


    او هنوز در دانشگاه است

  • He was a member of the varsity baseball team.


    او عضو تیم بیسبال دانشگاه بود.

  • He was hoping to make the varsity next year.


    او امیدوار بود که سال آینده این دانشگاه را بسازد.

  • Eight varsity players will return to the football team next season.


    هشت بازیکن دانشگاه فصل آینده به تیم فوتبال بازخواهند گشت.

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

me

لغت پیشنهادی

architectural

لغت پیشنهادی

complaint