velvet
velvet - مخملی
noun - اسم
UK :
US :
نوعی پارچه گران قیمت با سطح نرم در یک طرف
پارچه ای که معمولاً از ابریشم یا پنبه با سطح ضخیم و نرم ساخته می شود
made of velvet
ساخته شده از مخمل
Something that is velvety has a beautiful soft smooth quality or appearance usually something dark or deep
چیزی که مخملی است، کیفیت یا ظاهری نرم و صاف دارد، معمولاً چیزی تیره یا عمیق است
پارچه ای با سطح نرم و خزدار
یک چوکر مخملی به گردنش بسته شده بود. گوشواره های طلای عظیمی از لبه های او آویزان بود.
A svelte-looking black velvet off-the-shoulder number with ostrich feather trim, was priced at £59.99.
یک عدد مخملی مشکی با ظاهری شیک، با روکش پر شترمرغ، 59.99 پوند قیمت داشت.
او لباس مخمل آبی تیره پوشیده بود، یک توری سفید بلند روی سرش.
There was a chaiselongue upholstered in velvet, a plump dressing-table stool to match it a bureau with a padded chair.
یک تخت صندلی با روکش مخملی، یک چهارپایه میز آرایش چاق که با آن مطابقت دارد، یک دفتر با یک صندلی روکش دار وجود داشت.
و سومی یک تابوت شیشه ای درخشان بود که روی یک طاقچه مخملی غنی بر روی پایه ای طلاکاری شده قرار داشت.
دست هایش دور گردنش بود و دست هایش روی یقه مخملی کتش بود.
خط اغلب ساده است، اما لباس ها با دکمه های مخملی یا طلایی تزئین می شوند.
یک لباس مخملی
velvet curtains/drapes
پرده/پرده مخملی
پرده هایی از مخمل زرشکی سنگین
آنها قول دادند که ارتش هر مقاومتی را با مشت آهنین خواهد زد.
به نظر می رسد که دست آهنی در رویکرد دستکش مخملی در این گروه سنی بهترین عملکرد را دارد.
پوستش مثل مخمل نرم بود.
velvet curtains/cushions
پرده / کوسن مخملی
زیر یک آسمان مخملی شگفت انگیز
چشمان قهوه ای مخملی او پاسپورت شهرت او بود.
nap
چرت زدن
plush
مخمل خواب دار
توده
velour
مخملی
velveteen
خز
fur
پشم
wool
الیاف UK
fibresUK
پشم گوسفند
fleece
پلاژ
pelage
ژاکت
حلقه ها
loops
موضوعات
threads
پایین
شگ
shag
کت
پرز
lint
نخ دندان
floss
کرک
fluff
fuzz
fuzz
فیبر آمریکا
fiberUS
سطح
مو
fibreUK
fibreUK
fibersUS
fibersUS
سطح نرم
پوست انداختن
pelt
بافت
weave
پود
woof
پیچ و تاب
weft
warp
ascetic
زاهد
spartan
اسپارت
ascetical
زاهدانه
austere
سختگیر
humble
فروتن
no-frills
بدون زواید
restrained
مهار شده
stark
شدید
depressed
افسرده
economical
مقرون به صرفه
کم اهمیت
