ترجمه
حذف

visual

دیداری

adjective

صفت

UK : ˈvɪʒ.u.əl

US : ˈvɪʒ.u.əl

google image of visual

visual image / تصویر
visual image / تصویر
visual image / تصویر
visual image / تصویر
visual image / تصویر

Description of visual

SENTENCE of visual

  • opposite of

  • invisible

  • نامرئی

  • sightless

  • کور، نابینا

  • viewless

  • بی دید

  • imperceptible

  • نامحسوس

  • indiscernible

  • غیر قابل تشخیص

  • unnoticeable

  • غیر قابل توجه

  • unperceivable

  • غیر قابل درک

  • out of sight

  • خارج از دید

  • impalpable

  • غیر قابل لمس

  • indistinguishable

  • غیر قابل تشخیص

  • inappreciable

  • غیر قابل تقدیر

  • slight

  • اندک

  • undetectable

  • غیر قابل کشف

  • minute

  • دقیقه

  • inaudible

  • غیر قابل شنیدن

  • synonyms of

  • visible

  • قابل رویت

  • perceptible

  • قابل درک

  • discernible

  • قابل تشخیص

  • apparent

  • آشکار

  • perceivable

  • قابل درک

  • observable

  • قابل مشاهده

  • seeable

  • قابل دیدن

  • seen

  • مشاهده گردید

  • viewable

  • قابل مشاهده

  • beheld

  • مشاهده کرد

  • observed

  • مشاهده شده

  • viewed

  • مشاهده شده است

  • concrete

  • بتن

  • to be seen

  • دیده شدن

  • noticeable

  • قابل توجه

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی